خانه | پست الکترونیک | آرشیو

خبر گزاری جنبش سبز ایران


اصغر فرهادی در پاریس:من محتاج جنبش سبز هستم!

اصغر فرهادی کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین که برای پیش اکران این فیلم به پاریس سفر کرده بود صحبتهای جدیدی را برای حمایت از آنچه جنبش سبز می نامدش بر زبان جاری ساخت!

 این کارگردان که ساخته اخیرش مورد توجه فتنه گران قرار گرفت در پایان جلسه پیش اکران جدایی نادر از سیمین و در جلسه پرسش و پاسخ در جواب سوال یکی از حاضرین پیرامون اتفاقات حول این فیلم گفت: اینجا پاریسه! ایران نیست، حرفت را راحت بزن، هر چی تو دلته بپرس!

و فرد سوال کننده این بار راحت پرسید: نظرتان را میخواستم بپرسم راجع به حمایتی که جنبش سبز از فیلم شما کرد و فکر میکنید جنبش سبز در این زمان نیاز داشت که از فیلم شما حمایت کند؟
اصغر فرهادی که از سوال این مخاطب خوشحال شده بود، در پاسخ گفت: من فقط خیلی خوشحالم که جنبش سبز وجود دارد، همین برای من کافیست.

وی که فرصت را برای مطرح شدن دوباره و ایجاد حاشیه ای جدید مناسب دیده بود در ادامه افزود: خواهش میکنم عظمت! جنبش سبز را در سطح فیلم هایی مثل فیلم های من پایین نیاورید. حتی اگر لطف میکنید و فکر میکنید که این فیلم عالی و فیلم خیلی خوبی است، جنبش سبز خیلی بزرگتر از آن است که درقالب چنین چیزهایی بگنجد!

فرهادی البته مشخص نکرد که جنبش سبز تا چه حد بزرگ است؟! اما وی پس از اعتراف به پائین بودن سطح فیلمش در پایان دستاویز خودش برای مطرح شدن را اینگونه بیان کرد:
"این جنبش سبز نیست که به ما نیاز دارد، این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم!"



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٩ ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

گفت‌وگو با کارگردان «پایان‌نامه»؛ جنجالی‌ترین پروژه سینمایی ایران

جشنواره فیلم فجر با تمام عرض و طولش و پس از گذشت نزدیک به سه دهه از عمرش که همه به پای قدمت و سابقه و پختگی اش می‌گذارند، نشان داد تا پختگی واقعی راه زیادی دارد. وقتی فیلم«پایان نامه» حامد کلاهداری به عنوان اثری با درونمایه اتفاقات بعد از انتخابات و از معدود فیلم‌های سیاسی مرتبط با مسائل روز به تولید و اکران رسید میزبان مخاطبان خود در سالن برج میلاد شد، انتظار هر چیزی می‌رفت جز نمایش وسیع ناپختگی مخاطبان در جشنواره فیلم فجر با پسوند بین‌المللی! صدای سوت‌های ممتد، کف‌زدن‌ها و متلک پرانی‌ها از سوی افرادی که هنوز به گفت‌وگو در کنار تمام شعارهایی که می‌دهند، کوچکترین اعتقادی ندارند، نشان از نیمه تاریک سینمای ما می‌داد، سینمایی که همه افراد آن خود را روشنفکر می‌دانند اما در برابر نظر مخالف عقیده خود با کف و سوت و متلک در مقام پاسخ برمی آیند!
این فیلم پرسرو‌صدا به روزهای اکران خویش نزدیک می‌شود و طبق برنامه اعلام شده قرار است به عنوان دور دوم اکران نوروزی به‌روی پرده برود. با توجه به اینکه هیچکس بهتر از کارگردان جوان این فیلم نمی‌تواند پاسخگوی سؤالات بی‌شماری باشد که در ذهن سینماگران و سینمادوستان وجود دارد، در یک بعد از ظهر بهاری در آخرین روزهای اسفند به نزد او رفتیم و از آغاز تا فرجام«پایان نامه» با حامد کلاهداری دوره کردیم.


از اولین روزی که استارت ساخت پایان‌نامه زده شد حاشیه‌ها و جنجال‌های زیادی برای این فیلم درست شد. یک زمان گفتند«لیلا اوتادی» نقش«ندا آقا سلطان» را بازی می‌کند و بعد به طرز عجیبی اوتادی از این پروژه کنار کشید، در ادامه امیر آقایی نامه‌ای نوشت و از بازی در فیلم به خاطر تغییرات فیلمنامه‌ای انصراف داد، در نهایت هم اتفاقاتی بود که در جشنواره فیلم فجررخ داد. تحلیل شما از این اتفاقات چیست. آیا واقعاً فیلمنامه نسبت به نسخه اولیه تغییراتی در هنگام فیلمبرداری داشته یا نه. دلیل این همه مخالفت با این فیلم چه بود؟

به نظرم دلیل اصلی مخالفت با ساخت«پایان نامه» را باید در بدنه سینما جست‌وجو کرد، چون اگر حتی کارگردان این فیلم کسی غیر از من هم بود نمی‌خواستند و نمی‌گذاشتند که یک فیلم سیاسی با چنین رویکردی و با چنین موضوعی ساخته شود. مطمئناً اگر موضوع فیلم وابسته به تفکر آنها بود، علیه‌اش موضع نمی‌گرفتند.این یک واقعیت است، فیلم ما یک فیلم سیاسی بود و کسانی به آن حمله کردند که متصور بودند این فیلم در حمایت از تفکر جناح خاصی ساخته شده و جناح دیگر را می‌کوبد. آن گروهی که فکر می‌کردند کوبیده می‌شوند شروع کردند به حاشیه‌سازی و دروغ پراکنی. البته همه ما می‌دانیم اینها چه کسانی هستند. تمام تلاششان را کردند که این فیلم ساخته نشود. مثلاً بازیگری که با ما قرارداد می‌بست بلافاصله می‌رفتند سراغش که «چرا داری تو این فیلم بازی می‌کنی. تو می‌دانی که این فیلم قراره از کی حمایت بکنه، می‌دانی این فیلم قراره چی رو بکوبه؟» و با این حرف‌ها عوامل ما را می‌ترساندند. البته این اتفاقات باید می‌افتاد.چون پایان‌نامه شروع ژانر سیاسی در سینمای ایران بود ولی فکر نمی‌کردم تا این حد فضا ناجوانمردانه و بی‌رحم باشد.

حرف شما درست است ولی درهمین جشنواره فیلم‌های سیاسی دیگری هم بود چرا با این فیلم‌ها چنین برخوردی نشد؟

دلیلش کاملاً روشن است. متأسفانه بدنه سینما در اختیار اپوزیسیون مخالف نظام است. نگاه کنید فیلم‌های سیاسی که شما می‌گویید از چه جریانی حمایت می‌کرد. 90درصد سینما به پایان نامه و فیلم‌هایی نظیر آن موضع دارند. الان فیلمی در حال ساخت است که کار ابوالقاسم طالبی است. شما ببینید با این فیلم چه‌ها بکنند. شما نمی‌دانید من با چه سختی‌ها و ترفند‌هایی توانستم این فیلم را به پایان برسانم. در طول ساخت«پایان نامه» به اندازه 20 فیلم سینمایی مدیریت یاد گرفتم. متأسفانه غالب سینمای ما مخالف ساخت چنین آثاری است.

این غالب سینما که می‌گویید یعنی چه کسانی؟ معاونت سینمایی و شورای نظارت و ارزشیابی که کاملاً از فیلم شما حمایت کردند.

تمام سینما علیه این فیلم بود. بخشی از اهالی سینما و بخشی هم از بیرون سینما که در حوزه سیاست بودند مخالف و مخربان این ماجرا بودند. کاملاً برنامه‌ریزی شده حرکت می‌کردند. آن اتفاقی که در برج میلاد افتاد از مدت‌ها قبل سازماندهی شده بود.

به عنوان یک فیلمساز نظر و دیدگاهتان به اتفاقات و حوادثی که بعد از انتخابات در کشور افتاد چیست، چون در فیلم جاهایی احساس می‌شود که یکی به نعل می‌زدید یکی به میخ.

فیلم سیاسی در هر صورت موضع، دیدگاه و مانیفست مشخصی دارد. اگر نداشته باشد که فیلم بی‌خاصیتی است. ولی واقعاً نگاه من در این فیلم کوبیدن الکی یک جناح خاص نبود. اتفاقاً همین است که ناراحتم می‌کند وقتی هو می‌شنوم و ناجوانمردانه به فیلمم می‌تازند. به زعم من چیزی که حامد کلاهداری به عنوان جوانی که در این کشور زندگی کرده و بزرگ شده و تمام جریانات سیاسی را هم در حد خودش رصد کرده می‌خواست بگوید این بود آدم‌هایی که در خیابان هستند، شعار می‌دهند و اعتراض می‌کنند، چیز مهمی را نمی‌بینند که آن هم خاک و ریشه وطن است.آدم‌هایی هستند که نه چپند و نه راست و از ریشه با ما مشکل دارند. باید آنها را بشناسیم. ما داریم سر فرش دعوا می‌کنیم در حالی که خیلی‌ها فرش را از زیر پایمان دارند می‌کشند.آن چیزی که می‌خواستم بگویم این بود: توجه به جریانات و آدم‌هایی که تمام هدفشان سرنگونی ایران و ایرانی است.

سالن برج میلاد در ایام جشنواره فقط برای سه فیلم مملو از تماشاگر شد:«جدایی نادر از سیمین»،«گزارش یک جشن» و «پایان نامه».ولی اتفاقی که در زمان نمایش فیلم شما افتاد حرف و حدیث‌های زیادی را به وجود آورد. فکر می‌کنید چرا در سالن برج میلاد چنین برخورد‌هایی با فیلم و خود شما صورت گرفت و دیگر اینکه تحلیل شما از این اتفاقات چه بود، چون هنوز تیتراژ فیلم بالا نیامده، کف و سوت‌ها شروع شد؟

تمام کسانی که مخالف معاونت سینمایی فعلی هستند و مشکل سیاسی با تیم جدید دارند مثل دوستانی که الان در خانه سینما هستند و هنوز کاری شروع نشده آن را محکوم می‌کنند برای فیلم من هم چنین موضعی داشتند.هنوز فیلم شروع نشده سوت و کف شروع می‌شود.خیلی جاها فحش‌هایی را که می‌خواستند به کسی دیگر بدهند و جرأتش را نداشتند در تاریکی سالن سر فیلم من خالی کردند.«پایان نامه» را دستمایه قرار دادند تا جریان مخالف را بکوبند. اینها واقعاً اگر انسان‌های دموکرات و آزاد اندیشی هستند و شجاعت دارند باید می‌گذاشتند فیلم دیده می‌شد بعد آن را کاملاً نقد می‌کردند. علامت سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که اگر فیلم، فیلم بی‌ارزشی بوده چرا تماشاگرها تا پلان آخر فیلم را می‌بینند، مثل خیلی از فیلم‌های جشنواره اگر فیلم را دوست نداشتند می‌توانستند سالن را ترک کنند.مثل فیلم«فرزند صبح».

چرا سر فیلم‌هایی که 50 نفر هم در سالن نبود کسی اعتراض نکرد.آن روز من از یک چیز خیلی افسوس خوردم و برایم عجیب بود. آرزو می‌کردم کاش این اتفاق در سینمای مردمی می‌افتاد نه در سالنی که همه ادعا دارند اهل قلم و سینما هستند و بخواهند از خودشان صدای حیوانات در بیاورند. من سینماگری را دیدم که همین چند سال پیش فیلمی را ساخته بود. مردم برای فیلمش صندلی‌های سینما را شکستند و می‌خواستند پول بلیتشان راپس بگیرند. آن وقت این فیلمساز از تیتراژ اول پایان نامه کف و سوت می‌زند. کسی که خودش را سینماگر می‌داند.

ولی خوشبختانه در سینمای مردمی همه از فیلم استقبال کردند. این اتفاق فقط در سینمای مطبوعات و سینماگران بود. وقتی پلانی که خودم در آن بازی می‌کنم روی پرده آمد، شروع کردند به فحاشی. شما که ادعای دموکراسی دارید.مگر من جنایت کردم.حتی اگر فیلمی ضد تفکرات آنها ساخته باشم باید نقد می‌کردند.مگر خود اینها کم فیلم علیه جریان مخالفشان ساختند.

به جرأت می‌گویم «پایان نامه» از خیلی از فیلم‌های کارگردانان نامی و با سابقه‌ای که در این جشنواره حضور داشتند بهتر و خوش ساخت‌تر بود.این را هم باید در نظر داشت که این فیلم دومین تجربه کارگردانی من در سینماست.

در کنفرانس مطبوعاتی گفتید به تک‌تک صحنه‌های فیلم اعتقاد دارید امروز هم چنین اعتقادی دارید یا فکر می‌کنید بهتر بود این فیلم را هرگز نمی‌ساختید؟

به لحاظ عقیدتی به تک تک پلان‌ها اعتقاد دارم و پای حرف‌های فیلم می‌ایستم و اگر معتقد نبودم نمی‌ساختم. حتی اگر این جمله 10 سال خانه‌نشینم کند می‌گویم«پایان نامه را با اعتقاد قلبی ساختم». شاید اگر دوباره فیلم را می‌ساختم در بعضی از صحنه‌ها تغییراتی را به لحاظ کارگردانی ایجاد می‌کردم ولی به لحاظ فیلمنامه‌ای و مضمونی هرگز. این فیلم بیش از 2هزار‌پلان دارد. این کار کمی نیست.می‌خواستم بپرسم آیا واقعاً فیلم من از فیلم پرنسیب فیلم بدتری بود؟ چرا کسی به فیلمسازش نگفت، چرا این فیلم را ساختی؟ آیا «پایان‌نامه» از فرزند صبح فیلم بدتری بود؟ آیا گزارش یک جشن، فیلم با ارزشی بود؟

البته خیلی از فیلم‌ها را دوست داشتم.«جدایی نادر از سیمین» واقعاً فیلم فوق‌العاده‌ای بود. خیلی‌ها می‌گویند چرا من باید فیلم بسازم. فکر می‌کنند یک شبه ره صد ساله رفتم. حتی اگر هم رفته باشم ایرادی ندارد. ولی 17سال است فیلم کوتاه می‌سازم. با پولی که از بازیگری می‌گرفتم فیلم‌های کوتاه می‌ساختم. من یک فیلم سیاسی ساختم ولی آدم سیاسی نیستم. شاید مایل به تفکر جناحی خاصی باشم، مثل همه. ولی مگر این گناه است. در فیلم می‌توانستم ناجوانمردانه به گروهی بتازم مثل خود آنها. ولی هیچ وقت چنین کاری نکردم.ساخت این فیلم شاید از یک نظر برای من بد بود ولی خیلی چیز‌ها را هم برایم روشن کرد و ماهیت خیلی‌ها برایم آشکار شد.

منتقدان فیلم معتقدند حامد کلاهداری برای چنین پروژه‌ای کم تجربه بود و باید فیلمساز باسابقه تری سراغ این موضوع می‌رفت. این انتقاد را قبول دارید؟

نه، به هیچ وجه. شاید هر فیلمساز دیگری بود اصلاً نمی‌توانست این فیلم را تولید کند. این را هم باید بگویم که فیلمسازان نامی به خاطر منافع سیاسی هیچ وقت جرأت نمی‌کردند این فیلم را بسازند.

فیلم جزو گزینه‌های اکران دوم نوروز است، فکر می‌کنید واکنش مخاطب سینما به این فیلم چگونه خواهد بود؟

با همه کارشکنی‌هایی که علیه این فیلم صورت گرفته و هنوز هم ادامه دارد معتقدم این فیلم در اکران عمومی حتماً گلیم خودش را از آب بیرون خواهد کشید. با اینکه خیلی‌ها نمی‌خواهند چنین اتفاقی بیفتد، ولی شاید همین هجمه‌ها برای فیلم تبلیغ باشد.به هر حال موضوع فیلم و ساختار فیلم جذابیت‌های زیادی برای مخاطبان سینما دارد. اگر با «پایان نامه» مثل خیلی دیگر از فیلم‌ها برخورد می‌شد این فیلم به فروش بالایی دست پیدا می‌کرد و تماشاگر از سالن سینما راضی بیرون می‌آمد. تا قبل از جشنواره فیلم فجر فکر می‌کردم تبلیغات منفی به نفع فیلم است ولی الان با فضایی که پیش آمده این اعتقاد را ندارم. گرچه سایت‌ها و فضای اینترنت این فیلم را بسیار تخریب کردند ولی شاید همه اینها عاملی شود که خیلی‌ها بروند و این فیلم را ببینند.

یکی از صحبت‌هایی که در مورد شما زیاد زده می‌شود این است که با آقای سجادپور ارتباط فامیلی دارید و با حمایت ایشان توانستید وارد فضای سینما شوید. نظرتان راجع به این صحبت‌ها چیست؟

دروغ محض است. این هم یکی دیگر از تخریب‌هایی است که علیه من و فیلمم به وجود آوردند.آقای سجادپور قبل از اینکه در تیم معاونت سینمایی باشد، تهیه‌کننده شکلات داغ بود.مگر این کار ایراد دارد. ایشان هم مثل خیلی‌های دیگر تهیه‌کننده است.اگر این طور باشد می‌شود گفت چرا فلان تهیه‌کننده پشت فلان فیلم است.طبیعی است هر فیلمی به یک تهیه‌کننده احتیاج دارد و هر تهیه‌کننده‌ای هم دوست دارد آن فیلمی را که مورد قبول و پسندش است تولید کند.




+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۸ ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

خاتمی:انتخابات مجلس تضمین بقای اصلاح طلبان است!

کی از سران فتنه که طبق روال قبلی همچنان مشغول حرکت در فضای فتنه است گفت: حضور بی واهمه در انتخابات آینده تضمین بقای اصلاح طلبان وراز موفقیت ما خواهد بود
یکی از سران فتنه در جمع عوامل کارگزاری سیاستهای انتخاباتی اصلاح طلبان درمجلس نهم ، با اشاره به "روند حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری واینکه اتفاقات ناخواسته ای بوقوع پیوسته که خواست هیچیک از دوطرف نبوده است ، گفت نباید اینگونه سرمایه های انسانی کشور بهم می تاختند ، حق بود که در یک فضای مفاهمه اختلافات بررسی می شد وشخصیتهای محترم وخدومی در این میان آسیب نمی دیدند ، من انتظار داشتم آستانه تحمل بسیار بالاتر ازاین باشد وفضای گفتمان حاکم گردد ، به هر صورت متاسف هستم وآرزو می کنم اوضاع بحرانی تر ازاین نشود واین میسر است ومی شود با سعه صدر وآزاد اندیشی بیشتر به مقصود رسید ، ما باید که تحمل مخالف را به رسمیت بشناسیم ، مخالف حق دارد در چهارچوب های شناخته شده از حقوق خود دفاع کند واین حقی است که دردنیای متمدن به رسمیت شناخته شده است ".
البته خاتمی  که این روزها با آهستگی بیشتری حرکت می کند با ژستی روشنفکر مابانه و از نگاه دانای کل! این چنین سخن می گوید نگفته که این اتفاقات ناخواسته که گفته کدام است! آیا حرکت به سمت براندازی، ایجاد شورشهای خیابانی ، حمله به اموال عمومی ،زیر سوال بردن صدر تا ذیل نظام و .... که همگی تحت لوای دروغ بزرگ "تقلب"صورت گرفت ناخواسته بوده؟!آیا حمایت صد در صدی ایشان و دیگر سران فتنه از این همه آتش افروزی و ارتباط مسقیم با منافقین و سایر گروهکهای ضد انقلاب و اتفاقاتی نظیر 30خرداد88 ،عاشورای 88و حتی 25 بهمن89 ناخواسته بوده؟ اصلا چه کسی گفته حامیان منافقین و ضد انقلاب و جمعی اراذل و اوباش که از حمله به جان و ناموس مردم بی گناه ابایی ندارند "سرمایه های انسانی" کشور هستند؟! البته احتمالا منظور خاتمی از "شخصیتهای خدوم و محترم" موسوی و کروبی و خودش می باشند که البته در جایی دیگر گفته که باید مخالف را به رسمیت بشناسیم !
بله! مخالف محترم است ولیکن درچارچوب قانون اساسی و تا جاییکه حامیانش دست به اسلحه نبرده باشند. وقتی که کاندیدای شکست خورده انتخابات به هیچ وجه به قانون اساسی پایبند نیست و یا وقتی مدعی است که" اگر اسم من در هر صورت از صندوق بیرون نیاید تقلب شده و آن قدر باید رای گیری شود تا اسم من به عنوان رییس جمهور از صندوق بیرون بیاید"(طبق گفته وزیر اطلاعات وقت) آن وقت جناب خاتمی از "دنیای متمدن" سخن می گوید. ویژگی های  دنیای متمدن ایشان و دوستانش در این 2 سال گذشته برای ملت ایران کاملا مشخص شد.دنیای متمدن یعنی،لشکر کشی خیابانی با ادعای دروغ و به کشتن دادن مردم بی گناه و پیراهن عثمان کردن آن کشته، دنیای متمدن یعنی اسلحه کشیدن روی مردم بی گناه. دنیای متمدن یعنی........
البته آقای خاتمی در این جلسه  مباحثی در باب حضور اصلاح طلبان در مجلس نهم اشاره نموده واظهار داشت ، اگر نتوانیم در مجلس آینده حضور تابلو داری داشته باشیم ، درواقع خودرا از مشارکت سیاسی محروم کرده ایم ، باید بدون واهمه در انتخابات شرکت کنیم وبا سازوکارهای مناسب بقای خودرا تضمین کنیم .
لازم به ذکر است خاتمی از بانیان اصلی کودتای مخملی واز مهره های مورد اعتماد غرب در ایران می باشد و مشخص نیست نیست چگونه وچرا به خود اجازه می دهد اینگونه پرده دری نموده وصحبت از مشارکت سیاسی وحضور در عرصه های قانونی نظام را بکند. عرصه ای که با توجه به قانون گریزی و عدم پایبندی آنها به قانون اساسی  برای اصلاح طلبان تمام شده است!



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۸ ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

نخست وزیر کویت، مزدور و حقوق بگیر ایران است!

در حالی که این روزها، مقامات کویتی نزدیک به آل سعود، در حال در پیش گرفتن مواضع ضد ایرانی و وارد ساختن اتهامات متعدد به ایران با یکدیگر رقابت می کنند، یک روزنامه این کشور به اتهام زنی های جدید شکلی متفاوت بخشیده و این بار برخی مقامات ارشد کشورش را به همدستی با ایران متهم کرده است.
روزنامه کویتی «السیاسه» نوشت: منافع شخصی و درگیری های وزرای کویت، به مرحله ای رسیده که این افراد از مزدور بودن نخست وزیر کویت سخن می گویند و مدعی هستند که جناب نخست وزیر حقوق بگیر ایران است!

این روزنامه می افزاید: وزرای دولت کویت، باید بدانند دشمنی و دوستی هم رسم و رسوماتی دارد و نباید هر سخنی را بر زبان آورد و هر خبری را بدون در نظر گرفتن منافع و مصالح ملی منتشر کرد. اعلام احتمال عذرخواهی کویت از ایران درباره ادعای فعالیت شبکه جاسوسی ایران در کویت، خشم برخی نمایندگان را برانگیخت و این افراد، نخست وزیر کویت را به همدستی با ایران و دریافت حقوق از تهران متهم کرده اند!

«السیاسه» همچنین از فراخوان سفرای پنج کشور بزرگ اروپایی توسط وزیر امور خارجه کویت درباره شبکه ایرانی خبر داد و نوشت: در این نشست، وزیر امور خارجه اظهار داشته است که مناسبات ایران و کویت به حساس ترین نقطه خود رسیده و نخست وزیر کویت، خواهان موضع گیری اروپا درباره فعالیت های اطلاعاتی برون مرزی ایران شده است.

این روزنامه کویتی در پایان می نویسد: مردم کویت از روشن ترین و آگاه ترین مردم کشورهای عربی هستند و ناآرامی ها سیاسی درون دولت و شایعه پراکنی های وزرا و نمایندگان علیه یکدیگر و نیز امیر و نخست وزیر و رئیس مجلس را به خوبی درک می کنند و هیچ گاه در درک خود اشتباه نکرده اند؛ بنابراین، بر پایه منطق سیاسی، باید مقامات مسئول علیه یکدیگر سمپاشی نکرده و یکدیگر را مزدور و حقوق بگیر اجانب معرفی نکنند.

گویا، این روزها، اختلافات درونی میان مقامات کویتی بالا گرفته است. جریان عقلانی و ملی گرای کویت، خواهان حفظ روابط حسنه با همه کشورهای منطقه از جمله ایران است و به همین دلیل، به همان میزان که از وارد ساختن اتهامات بدون سند و دلیل به ایران انتقاد می کند، نسبت به فرستادن نیرو به بحرین و سرکوب مردم این کشور نیز انتقاد دارد.

از سوی دیگر، جریان افراطی و متمایل به عربستان در این کشور، پافشاری بر اتهام زنی به ایران و همچنین اعزام نیرو به بحرین است. روند تحولات نشان می دهد که احتمالا در روزهای آینده، این اختلافات به سطح عمومی نیز کشیده شود.



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۱ ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

مظلوم نمایی به سبک منافقین تروریست

نیروهای نظامی عراق در راستای اجرای قانون اساسی این کشور و مقابله با حضور گروه های تروریستی در خاک خود با اقدامات خشونت آمیز گروهک منافقین در اردوگاه اشرف در دیاله روبرو شدند.

اقدامات خشونت آمیز تروریستهای فرقه رجوی از ساعت ۴ بامداد به وقت محلی با سلاح سرد، سنگ، بطری و چوب آغاز شد و تا ظهر نیز ادامه داشت پس از آن به وقوع پیوست که نیروهای عراقی قصد داشتند در یک گورستان در داخل اردوگاه اشرف ایست بازرسی ایجاد کنند که با مخالفت منافقین روبرو و در نهایت این امر منجر به درگیری شد.

در این درگیری، یکی از منافقین به هلاکت رسید و ۱۲ نفر دیگر زخمی شدند. همچنین ۱۳ نیروی عراقی از جمله ۵ افسر نظامی زخمی شدند.

در حالی که منابع رسمی عراق آمار تلفات این درگیری را اعلام کرده اند منافقین در راستای سیاست همیشگی خود یعنی جوسازی و بزرگنمایی و تلاش برای مظلوم نمایی، در گفتگو با رسانه های غربی ادعا کردند که نیروهای عراقی با تجهیزات نظامی پیشرفته به اردوگاه اشرف یورش برده و ۲۵ نفر از ساکنان این اردوگاه را به هلاکت رسانده و ۳۲۵ نفر را زخمی کرده اند.

این اقدام منافقین در راستای جوسازی علیه دولت عراق و تلاش برای جلوگیری از بسته شدن اردوگاه اشرف قلمداد شده است. گروهک منافقین به این طریق و با مظلوم نمایی سعی دارد افکار عمومی جامعه جهانی را با خود و علیه دولت عراق همراه کند.


قانون اساسی عراق اجازه نمی دهد گروه های تروریستی در این کشور حضور داشته باشند و از خاک آن برای آسیب رساندن به همسایگان عراق استفاده کنند و مقامات عراق نیز از جمله "نوری المالکی" نخست وزیر و "هوشیار زیباری" وزیرامور خارجه همواره بر این موضوع تاکید کرده اند که حضور گروهک تروریستی منافقین در عراق بر خلاف قانون اساسی این کشور است.

مردم عراق نیز خواهان اخراج منافقین از کشورشان هستند به طوری که در ۱۱ دسامبر سال گذشته میلادی، گروهها و نهادهای جامعه مدنی از استانهای مختلف عراق با برگزاری تظاهراتی در برابر اردوگاه اشرف(عراق جدید) که بیش از ۳۴۰۰ عضو گروهک تروریستی منافقین را در خود جای داده است، از دولت عراق خواستند سازوکارهایی را برای اخراج این افراد از کشورشان وضع کند.

دولت عراق پرونده امنیتی اردوگاه عراق جدید(اشرف) را اوایل سال ۲۰۰۹ از نظامیان آمریکایی تحویل گرفت و نیروی امنیتی ویژه ای برای حمایت از این اردوگاه تشکیل داد؛ حدود ۳۴۶۶ عضو گروهک منافقین در این اردوگاه به سر می برند.

اردوگاه اشرف دراستان دیاله عراق حدود ۳۵۰۰ نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین را در خود جای داده است. گروهک تروریستی منافقین از دهه هشتاد پادگان نظامی اشرف دراستان دیاله (۵۷ کیلومتری شمال شرق بغداد ) را به عنوان مقر خود برگزید.

گروهک تروریستی منافقین علاوه بر اقدامات تروریستی علیه ملت ایران در همکاری با رژیم دیکتاتوری بعث و القاعده جنایتهای فراوانی نیز علیه ملت عراق مرتکب شد.



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٠ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

تیتر ارگان منافقین در سال 60 : ما بی شماریم !+ عکس

وقتی رهبر معظم انقلاب در سال 78 در یک دیدار خصوصی  در منزل آیت الله سید محسن موسوی فرد کاشانی راجع به منافقین جدید فرمودند: «منافقان دیروز چه شدند؟

جز این است که به جهنم رفتند؟ اینها منافقین جدید هستند. مطمئن باشید این منافقین نیز به دنبال آن منافقین به جهنم خواهند رفت. ... شما نگران نباشید. خداوند متعال دین خودش را

یاری خواهد کرد»؛ شاید عده ای حقیقت تحلیل را درنیافتند ولی وقتی در فتنه سال 88 این منافقین جدید دقیقا در تقابل با نظام به راه و رسم اسلاف چند دهه پیش خود رفتند، مطلب آشکار شد. یکی از این تشابهات، توهم بی شماری در بین این منافقین قدیم و جدید بود. تصویر زیر مربوط است به  صفحه 9شماره 116 نشریه مجاهد (ارگان رسمی گروهک منافقین) است که در تاریخ 27 فروردین 1360 منتشر شده است و در آن شعری درج شده با نام و تیتر:ما بی شمارانیم!



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٦ ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

خاتمی: جنبش سبز یک هیجان کاذب بود که تمام شد

سید محمد خاتمی در دیدار نوروزی با تنی چند از همفکران و مشاورانش ضمن برائت از جنبش سبز اعلام کرد که از این به اصطلاح جنبش متنفر است .

 چند تن از نزدیکان و همفکران محمد خاتمی در تعطیللات نوروز ضمن دیدار با وی صحبت هایی را درباره آینده جنبش سبز داشته و مواردی را در این زمینه مطرح کرده اند که با واکنش منفی و توام با عصبانیت خاتمی مواجه شده است .

خاتمی در این دیدار جنبش سبز را یک جنبش تمام شده دانسته و با بیان اینکه از ابتدا امید چندانی به این جنبش که بیشتر به یک هیجان کاذب شبیه بوده نداشته است از کسانی که وی را تشویق به پیوستن به موسوی کرده بودند به شدت انتقاد کرد .

خاتمی در این دیدار ضمن اعلام برائت از جنبش سبز و افرادی مثل موسوی و کروبی که باعث انزوای وی شده اند ، از نزدیکان خود خواست به جای مانور بر روی جنبش سبز و افرادی مثل موسوی و کروبی به دنبال احیای دوم خرداد در چارچوب قانون اساسی باشند .



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٥ ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

پاسخی به نامه «محمدعلی کلی» درباره جاسوس‌های آمریکایی

چندی پیش در رسانه‌های مختلف نامه‌ای از «محمدعلی کلی» قهرمان بوکس سنگین وزن جهان خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران منتشر شد که در آن نامه از رهبر انقلاب خواسته شده بود دو کوهنورد آمریکایی که در ایران هستند مورد رافت قرار گرفته و آزاد شوند.

این نامه که به طور هماهنگ در بسیاری از رسانه‌های غربی و برای ایجاد بار روانی و تاثیرگذاری بر تصمیم گیری‌ها در ایران منتشر شده بود با پاسخی از «نصرت‌الله تاجیک» دیپلمات سابق ایرانی که در حال حاضر در انگلستان در حبس خانگی به سر می‌برد مواجه شد. تاجیک در نامه‌ای که در پاسخ به محمد علی نوشته است، سیاست‌های دوگانه غرب در مواجهه با موارد حقوق بشر را یادآوری کرده است. متن نامه بدین شرح است:

جناب آقای محمد علی کلی
قهرمان خوشنام و افتخار آفرین بوکس سنگین وزن جهان

با سلام به شما و خانواده محترمتان

همواره از دوران کودکی اخبار مسابقات شما را با حساسیت و علاقه دنبال می‌کردم و هرگز نمی‌پنداشتم که روزی با شما مکاتبه خواهم کرد. در آن روز‌ها که به سال‌های اولیه ۱۹۶۰ برمی‌گردد من کودکی نه ساله بودم و مردم ایران تحت سلطهٔ آمریکا تحقیر می‌شدند ولی مشت‌های آهنین شما موجب غرور، افتخار و امید ما بود و شما دعای بسیاری از مسلمانان را پشت سر خود داشتید.

از طریق رسانه‌ها متوجه شدم شما نامه‌ای به رهبر ایران آیت الله خامنه‌ای نوشته‌اید که ایشان با استفاده از رحم و شفقت دو زندانی آمریکائی که به اتهام ورود غیر مجاز به ایران و جاسوسی در حال محاکمه هستند عفو نماید. ارائه پاسخ نامه شما از اختیارات ایشان است ولی چون نامهٔ جنابعالی از طریق خبرگزاری آسوشیتد پرس و احتمالا» برای ایجاد فشار بر دولت ایران مطبوعاتی شده است لذا به خود حق می‌دهم پاسخی درشان جناب‌عالی که خواستهٔ بسیاری از ایرانیان است را برای شما از طریق سفارت سوئیس در تهران ارسال نمایم.

من از یاد آوری اقدامات، خطا‌ها و دشمنی مسئولین آمریکائی نسبت به ایران که باعث کینه و خشم مردم ایران نسبت به آنان شده است در می‌گذرم و آرزو می‌کردم شما به عنوان یک مسلمان به علت مشکلات بین دو کشور می‌پرداختید. ولی به عنوان یک شهروند ایرانی که به دلیل ملیت ایرانی خود و با یک ادعای غیر صحیح و حتی توطئه‌گونه از سوی آمریکا در حالی که به عنوان دانشجو در انگلیس درس می‌خوانده است و در پنج سال اخیر با تحمل بیماری‌های گوناگون در خانهٔ خود محبوس شده است فقط به همین اقدام انسان‌دوستانه شما می‌پردازم.

همان‌گونه که مطلعید ظرف چهار سال اخیر موارد زیادی از رحم و شفقت نسبت به شهروندان آمریکائی، انگلیسی و آلمانی که به هر دلیل و بدون ورود به جزئیات پرونده آنان اعمال گردیده و این افراد از زندان‌های ایران آزاد شده و به کشورهای خود بازگشته‌اند که نمونه‌های آخرین آن‌ها خانم «سارا شرود» و دو خبر‌نگار آلمانی از این قبیلند. اگرچه این اقدامات متاسفانه هیچ‌گونه رحم و شفقت متقابلی از سوی کشور آمریکا نسبت به شهروندان ایرانی در بر نداشته است، که نهایتا» این‌گونه اقدامات یک طرفه منجر به انتقاد خانواده و افراد زندانی در آمریکا از دولت ایران شده است.

از آن‌جا که جناب‌عالی به عنوان یک عمل انسان‌دوستانه اقدام به نوشتن این نامه نموده‌اید خانوادهٔ خانم «شهرزاد می‌رقلی‌خان» که در شرایط نامساعدی همراه با بیماری در زندان آمریکا بسر می‌برد و مادر پیر و دو دختر وی در ایران با ناراحتی و نگرانی منتظر آزادی وی هستند و تعدادی دیگر از افراد ایرانی که از نقاط مختلف دنیا به آمریکا برده شده و در زندان‌های آن کشور بسر می‌برند و در صورت نیاز اسامی آن‌ها را برای شما ارسال می‌دارم از شما می‌خواهند که در پاسخ به ابراز رحم و شفقتی که مسئولین ایرانی در قبال افرادی که قبلا» آزاد شده‌اند اقدام متقابلی در نزد مقامات آمریکائی شروع بفرمائید تا با رهائی آنان ابتدا زمینه برای تمایل اعمال رحم و شفقت بیشتر در مورد این دو فرد را فراهم کنید.

نقش دولت‌ها برای فراهم کردن یک شرایط زیستی مناسب‌تر برای شهروندان خود و سایر کشورهاست ولی متاسفانه به دلیل حاکمیت روابط نا‌متعادل در صحنهٔ جهانی و اعمال زور حتی به صورت مقررات و یا طی مراحل به ظاهر قانونی از سوی کشورهائی که دست بالاتری در صحنهٔ جهانی دارند، شهروندان کشورهای دیگر را که ضعیف‌ترین حلقه هستند را تحت فشار قرار دهند تا از دولت آن‌ها امتیاز کسب نمایند.

جای تعجب است که وقتی شهروندان غربی به هر دلیلی در ایران در برابر قانون قرار می‌گیرند همگی بی‌گناه و مسئولین ایرانی مورد خطاب بسیاری از نیکوکاران جهان و از جمله شما قرار می‌گیرند که مورد رحم و شفقت قرار گیرند ولی هیچ اقدامی برای رهائی افراد گرفتار در آمریکا از طرف این افراد مبذول نمی‌گردد به گونه‌ای که انسان احساس می‌کند این نیکو‌کاری هم فقط برای افراد خاصی است که گویا شهروند درجه یک محسوب می‌شوند! یعنی استاندارد دوگانه در اجرای رحم و شفقت و مسائل حقوق بشر و انسان‌دوستانه.

شما به عنوان یک شهروند آمریکائی مجاز به فعالیت انسان‌دوستانه و فقط برای حل مشکلات دولت آمریکا هستید ولی این فعالیت برای آزادی سایر ملیت‌ها که در اختیار آمریکا هستند صورت نمی‌گیرد. از طرف دیگر بنده به عنوان یک دیپلمات سابق به دلیل فعالیت انسان‌دوستانه خود در قبال مجروحین فلسطینی زمانی‌که سفیر ایران در اردن بوده‌ام باید در چنین شرایطی با تحمل بیماری قلبی در حبس خانگی به سر ببرم و یا گروگان مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه ۵+۱ و یا گم شدن یک مامور سابق اف‌بی‌آی باشم. سپاس‌گزار می‌شوم در کنار پیشنهاد فوق برای پیگیری آزادی ایرانیان زندانی در آمریکا از مسئولین آمریکائی این امر را نیز سئوال بفرمائید. امیدوارم پاسخ قانع کننده‌ای به شما بدهند، در صورت نیاز از وکیلم درخواست خواهم کرد کلیه مدارک مربوط به این امر را برای جناب‌عالی ارسال نماید.

نصرت الله تاجیک
دورهام- انگلستان



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٤ ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

حیله انگلیسی آکسفورد در برابر ایران؛ از مرحوم کردان تا مهدی هاشمی رفسنجانی

«مهدی هاشمی رفسنجانی در پایان نامه دکترای خود تقلب کرده است.» این خبری بود که روز گذشته از سوی روزنامه انگلیسی گاردین منتشر شد و بازتاب‌های گوناگونی در میان رسانه‌های داخلی داشت.

اگرچه اصل تحصیل مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد از سوی فعالان سیاسی به عنوان ابزاری به منظور پنهان کردن نقش وی در حوادث سال ۸۸ ارزیابی شده اما به نظر می‌رسد انتشار این خبر یکی دیگر از ترفندهای رسانه‌ای انگلیس برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران است.

خبرسازی‌های معنادار آکسفورد

تا چند سال پیش، فقط دانشجویان و دانشگاهیان با نام دانشگاه آکسفورد آشنا بودند و یا در کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی از دیکشنری آکسفورد به عنوان یک مرجع مناسب برای افزایش دایره لغات نام برده می‌شد اما طی سال‌های اخیر، اتفاقاتی روی داد که باعث شد تا همه مردم ایران نام این دانشگاه قدیمی انگلستان را به خاطر بسپارند.

اولین بار در ماجرای بررسی مدرک تحصیلی مرحوم علی کردان بود که نام این دانشگاه به رسانه‌های ایران راه یافت؛ ماجرایی که با همراهی و هدایت برخی سیاسیون داخلی بازتاب گسترده‌ای در خارج از کشور هم پیدا کرد و خواسته یا ناخواسته زمینه‌ساز خدشه به آبروی علمی کشور شد.

اما آنچه سبب شد تا دانشگاه آکسفورد نقش کلیدی در این ماجرا بازی کند، پاسخ سریع این دانشگاه به نامه یکی از سایت‌های خبری بود.

این سایت خبری برای اثبات مدعای خود مبنی بر تشکیک در صحت مدرک دکترای مرحوم کردان، نامه‌ای را به صورت الکترونیکی برای روابط عمومی دانشگاه آکسفورد انگلیس ارسال کرد؛ نامه‌ای که طبق روال اداری پاسخ به آن چند روز طول می‌کشید اما طی اقدامی عجیب و خارج از عرف، دانشگاه آکسفورد کمتر از چند ساعت بعد پاسخ این نامه را ارسال و اعلام کرد که مرحوم کردان سابقه تحصیلی در این دانشگاه ندارد.

انتشار این نامه در اینترنت سبب شد تا جو عمومی به سمت مخالفت با مرحوم کردان و نهایتا استیضاح وی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی برود و او از کابینه احمدی‌نژاد کنار زده شود.

آکسفورد؛ از سکوت معنادار دو ساله تا جنجال‌سازی ناگهانی

حدود دو سال از اقامت مهدی هاشمی در انگلیس و طرح ادعای تحصیل در مقطع دکتری دانشگاه آکسفورد می‌گذرد اما مسئولان این دانشگاه تاکنون از هرگونه اظهارنظر درباره این موضوع خودداری کرده بودند تا اینکه روز گذشته روزنامه گاردین از تحقیق این دانشگاه درباره تقلب مهدی هاشمی در رساله دکترای خود خبر داد.

این خبر اگرچه بار دیگر فعالان سیاسی را به این نتیجه رساند که تحصیل وی تنها یک مساله انحرافی به منظور ادامه حضور وی در این کشور بوده اما از سوی دیگر، کار‌شناسان معتقدند رسانه‌ای شدن این مساله یکی دیگر از اقدامات تبلیغاتی دولت انگلیس برای ایجاد شکاف در بدنه اجتماعی ایران است؛ رویکردی که در ماجرای مرحوم کردان هم دانشگاه آکسفورد مسئول پیاده کردن آن بود.

روباه پیر وارد می‌شود

در همین راستاست که فعالان اجتماعی معتقدند دیپلماسی بریتانیا مبنی بر ایجاد شکاف اجتماعی میان طبقات گوناگون جامعه ایران است؛ رویکردی که به عنوان مثال در دامن زدن به اختلافات میان دو فیلم سینمایی هم خود را نشان داده است و زمینه‌ساز شکل‌گیری یک فضای عجیب و القای حس رقابت در میان این دو فیلم سینمایی شده است.

این مساله درحالی اتفاق افتاده که هر دو فیلم ساخته جمهوری اسلامی ایران هستند و اگرچه تفاوت سلیقه در میان کارگردانان و نوع نگاه آنان به فضای موجود در ایران وجود دارد اما نهایتا در راستای اهداف فرهنگی ایران هستند.

به نظر می‌رسد اعلام خبر تقلب مهدی هاشمی رفسنجانی در رساله دکتری خود نیز در راستای این دیپلماسی انگلیس صورت گرفته؛ مساله‌ای که در روزهای آینده، جزئیات بیشتری درباره آن منتشر خواهد شد و پشت پرده آن نیز مشخص خواهد شد.



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٠ ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

خبرگزاری فرانسه: ایران از نظر رشد علمی در صدر کشورهای جهان است

خبرگزاری فرانسه در گزارشی درباره تولیدات علمی کشورهای جهان اعلام کرد: تعداد مقالات علمی ایران از 736 مورد در سال 1996 به 13238 مقاله در سال 2008 رسیده است.

به گفته کارشناسان، جهان از نظر علمی در حال تغییر است و از نظر تولید علم کشورهای جدیدی بسرعت در حال ظهور هستند. گزارشها حاکی است هم اکنون چین از لحاظ تعداد مقالات علمی چاپ شده در مجله های علمی بین المللی در رده دوم بعد از آمریکا قرار دارد و به نظر می رسد ظرف چند سال آینده گوی سبقت را از آمریکا خواهد ربود.

پیش از این انگلیس در رده دوم تولید مقالات علمی چاپ شده قرار داشت.

بر اساس گزارش انجمن سلطنتی لندن هر چند که هم اکنون کشورهای غربی 10 کشور نخست این رده بندی را تشکیل می دهند اما در سالهای آتی سهم این کشورها در تولید علم کاهش خواهد یافت و علاوه بر چین، برزیل، هند، کشورهای خاورمیانه و جنوب شرق آسیا و کشورهای آفریقای شمالی جایگزین آنها خواهند شد.

ایران از نظر رشد علمی در صدر کشورهای جهان

در همین حال نشریه نیوساینتیست نیز نوشت: ایران از نظر رشد علمی در صدر کشورهای جهان قرار گرفت.

به گزارش واحد مرکزی خبر، این نشریه در پایگاه اینترنتی خود نوشت: تولید علم در ایران در فاصله سال 1996 تا 2008، هجده برابر شده و از 736 مقاله منتشر شده به 13238 مقاله رسیده است.

این خبری است که ممکن است بسیاری را به ویژه در کشورهای غربی که همواره سردمدار مطالعات علمی بوده اند، متحیر کند. ایران در بین کشورهای جهان سریع‌ترین رشد را در انتشارات علمی داشته است.

خبر این رشد علمی سریع بر اساس آماری به دست آمده که این هفته "جامعه سلطنتی انگلیس" آن را منتشر کرده است و در آن میزان مقالات علمی منتشر شده و ارجاعات علمی را در فاصله سال های 1993 تا 2008 بررسی کرده است. طبق این آمار ترکیه نیز میزان برون داد علمی خود را بین 1996 تا 2008، چهار برابر کرده است. روند مشابهی در تونس، سنگاپور و قطر نیز مشاهده شده است.

در بعد گسترده تر، امریکا، اروپا و ژاپن همچنان در فضای علمی پیشتاز هستند اما برتری علمی آنها با رشد سریع کشورهای رو به توسعه، کاهش می یابد.

میزان مقالات علمی منتشر شده نویسندگان امریکایی از 26 درصد به 21 درصد کاهش یافته است حال آنکه چین توانسته جایگاه خود را در این فضا از رتبه ششم به رتبه دوم ارتقاء دهد. هند و برزیل نیز رشد سریعی در این عرصه دارند.



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٠ ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

حمایت قاطع سازمان کنفرانس اسلامی از وضعیت حقوق‌بشر در ایران

پاکستان که به نمایندگی از کشورهای اسلامی در این اجلاس سخنرانی می‌کرد تاکید کرد که سازمان کنفرانس اسلامی شدیدا مخالف طرح قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران است و این اقدام را سیاسی تلقی می‌کند. نماینده سازمان کنفرانس اسلامی با اشاره به رویکرد فعال و مثبت جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشر از رهیافت اتخاذ شده توسط گروه غرب در شورای حقوق بشر انتقاد نمود و لابی‌های گسترده آمریکا در داخل شورای حقوق بشر و نیز در کشورهای مختلف را مورد نکوهش قرار داد.
سفیر پاکستان در ادامه با تاکید بر ضرورت توجه به اصول همکاری در ارتقاء حقوق بشر نسبت به عواقب رهیافت‌های سیاسی و گزینشی ابراز نگرانی کرده و تاکید نمود که نباید اجازه داد تا شورای حقوق بشر به عرصه‌ای برای پیگیری اهداف سیاسی تبدیل شود و اگر چنین اتفاقی روی دهد شورای حقوق بشر به سرنوشت کمیسیون حقوق بشر دچار خواهد شد.
در این نشست همچنین سفرای کوبا، چین، موریتانی و اروگوئه علیه قطعنامه طرح شده علیه جمهوری اسلامی ایران سخنرانی کردند.

عضویت آمریکا در شورای حقوق بشر، نگران کننده است
سفیر جمهوری اسلامی ایران نیز قبل از رای گیری در خصوص قطعنامه مذکور طی سخنانی توجه اجلاس را به رویکردهای ضد حقوق بشری آمریکا جلب نمود. وی تاکید کرد که عملکرد آمریکا در کمیسیون سابق حقوق بشر باعث ناکامی آن نهاد بین المللی شد و باعث گردید تا جامعه بین المللی عضویت آمریکا را در آن سازمان پایان دهد. سفیر جمهوری اسلامی ایران افزود که عضویت آمریکا در شورای حقوق بشر نیز یک امر نگران کننده برای جامعه بین المللی است و این کشور از زمان حضور در شورای حقوق بشر روندی تخریبی در سازکارهای شورا داشته است.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ادامه به عمکرد آمریکا در زمینه حقوق بشر اشاره کرد و گفت کشوری که با حمایت بی‌قید و شرط خود از جنایات رژیم صهیونیستی باعث نقض روزمره حقوق مردم فلسطین می‌شود صلاحیت حضور در شورای حقوق بشر را ندارد. وی تاکید کرد که سربازان آمریکائی در افغانستان افراد غیرنظامی را می‌کشند و با اجساد آن‌ها عکس یادگاری می‌گیرند. در آمریکا عمل انزجار آور قرآن سوزی صورت می‌گیرد و دولت این کشور هیچ اقدامی در جلوگیری از آن صورت نمی‌دهد. کشوری با چنین کارنامه سیاهی نمی‌تواند مدعی حقوق بشر در سایر کشور‌ها باشد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژنو همچنین با اشاره به رویکرد جمهوری اسلامی ایران به موضوع حقوق بشر حضور جمهوری اسلامی ایران در این عرصه را مبتنی بر اعتقادات دینی و اصول برگرفته از قانون اساسی دانست و تاکید کرد که هیچ موضوعی نمی‌تواند بر اراده جمهوری اسلامی ایران در اتخاذ یک رویکرد مستقل تاثیر بگذارد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران همچنین تاکید نمود که جمهوری اسلامی ایران صرفنظر از قطعنامه‌های سیاسی صادره، به مبارزه خود با سلطه طلبی و بی‌عدالتی در سطح جهان ادامه می‌دهد.



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٩ ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

جزئیات جنگ روانی رژیم‌صهیونیستی علیه سوریه

" نتالی پرتز هارئیل " پژوهشگر صهیونیست، با انتشار مقاله ای در روزنامه دانشگاه حیفا ، اذعان کرد: با مشارکت اسرائیل جنگ روانی و تبلیغاتی علیه سوریه به راه افتاده که واحد جنگ روانی ارتش موسوم به "ملاط" آن را اداره می‌کند.
 به گزارش شبکه خبری العالم، این واحد از "یانیف لافیتان" برای شرکت در تلاشهای تبلیغاتی علیه بشار اسد رئیس جمهوری سوریه کمک گرفته است.
به گفته هارئیل ارسال پیامک به شهروندان سوری ، جذب طرفداران صفحه های فیس بوک ویژه انقلاب سوریه ، شایعه سازی و انتشار آن از طریق رسانه های عربی ، سوری و یا افراد ، از جمله شیوه ها و ابزارهای جنگ روانی رژیم صهیونیستی علیه دمشق است.
هارئیل گفت واحد جنگ روانی مقاله ها و گزارش های خبری را که صرفا به منظور تضعیف روحیه رهبری سیاسی ، نظامی و امنیتی در سوریه تهیه شده منتشر می کند و با دنبال کردن خبرها ، سخنان و حرکات بشار اسد و نزدیک ترین افراد به وی ، سعی دارد این شخصیت ها را زیر سوال ببرد و اسد را وادار به کنار گذاشتن آنها کند.
این پژوهشگر افزود : ژنرال ماهر و حافظ برادران رئیس جمهوری و رامی مخلوف پسر دائی بشار از جمله شخصیت هایی هستند که در خلال جنگ روانی اسرائیل مورد هدف قرار گرفته‌اند.
هارئیل تاکید کرد که واحد جنگ روانی همچنان در تاثیر گذاشتن بر بشار اسد به عنوان فردی استوار و آرام که حتی برای آرام کردن تظاهرکنندگان به خود زحمت نداد در انظار عمومی ظاهر شود ، ناامید نشده است.
وی درهمین حال افزود : به نظر می رسد اعتماد به نفس بالای بشار اسد بر بیشتر مسئولان نظام سوریه تاثیر گذاشته است.
به عقیده این پژوهشگر اسرائیلی بعد از گذشت 50 روز از آغاز جنگ های روانی و تبلیغاتی علیه سوریه ، اسرائیلی ها و حاکمان عرب نتوانستند حتی بر یکی از سفیران سابق سوریه در خارج تاثیر بگذارند و آنها را به جدایی از او سوق بدهند.
این پژوهشگر اسرائیلی در باره راه حل ناکامی برای تاثیر گذاشتن بر مقام های سوریه گفت : راه حل ، پذیرفتن این واقعیت است که باید با اوضاع سوریه همانطور که هست و با وجود رئیس جمهوری که اکنون بیش از پیش او را می شناسیم و در برابر هر نوع جنگ روانی و تبلیغاتی تاثیر ناپذیر است ، برخورد کنیم.
هارئیل افزود : شخصیت و اعتماد به نفس بشار اسد ابزاری است که تا به امروز چیزی برای مقابله با آن نیافته ایم.



+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٩ ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

فاکس نیوز: ارتش سایبری ایران بسیار ماهر و غیرقابل کنترل است

شبکه خبری فاکس نیوز در پایگاه اینترنتی خود می نویسد: ایران در حال مهیا نمودن ارتش سایبری خود برای مقابله با هرگونه منازعه ای در این زمینه می باشد تا بدین وسیله با دشمنانش مقابله نماید.

بنابراین گزارش، رضا کهلیلی (خلیلی) جاسوس آمریکایی در گفتگویی اعلام داشت: جوانان هوادار نظام بسیار زیادی در ایران با سواد بالا و متخصص در امور رایانه ای می باشند و همچنین متخصصین رایانه ای دیگری که بسیار توانمند هستند.

کهلیلی همچنین گفت: حملات سایبری بی خطر و آنچنان هزینه بر نیست و نیاز به موشک و ناو جنگی و از این قبیل ندارد.

محسن سازگارا، فراری مقیم آمریکا مستقر در واشنگتن دی سی، نیز دراین باره به فاکس نیوز می گوید: متخصصین رایانه ای ایرانی برنامه های بسیار پیچیده ای می نویسند که حتی خبرگان رایانه ای خارجی از درک آن عاجز هستند بنابراین دست دولت ایران برای استخدام چنین افرادی بسیار باز می باشد.

سازگارا در ادامه با اشاره به هک شدن سایتش توسط ارتش سایبری ایران و نیز سایت خبری صدای آمریکا گفت: هکرهای ایرانی بسیار ماهرانه عمل کردند البته من نمی دانم پشت این افراد چه گروهی قرار دارد.

دوید آلبرایت، رئیس موسسه امنیت علوم بین المللی نیز گفت: ایران قادر به ایجاد یگان نبرد سایبری خواهد بود و آمریکا باید منتظر حمله سایبری ایران باشد.

فاکس نیوز در خاتمه نوشت: دیری نخواهد پایید که از ارتش سایبری ایران بیشتر بشنویم و باید اذعان داشت که راه خاصی برای مقابله با نبردهای سایبری آنها نیست.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

وقتی بلاگرهای ایرانی، خواب خوش ضدانقلاب در اینترنت را آشفته می‌کنند

اینترنت و آنچه در ایران به عنوان فضای مجازی شناخته می‌شود، مدت زمان زیادی نیست که ایرانیان را درگیر خود کرده و به یک رسانه تاثیرگذار بسیار مهم بر عرصه تحولات فرهنگی، اجتماعی و به ویژه سیاسی جامعه ایرانی تبدیل شده است اما در همین مدت زمان نه چندان بلند هم، این دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند که از آن به نفع خود و علیه ایران استفاده بهینه کرده‌اند.

فارغ از برخی کمبودهای تجهیزاتی و فنی که البته در سال‌های اخیر تا حد بسیار زیادی مرتفع شده، ناآشنایی کاربران ارزشی با نحوه فعالیت در شبکه‌های مجازی و عدم نیاز به اینگونه اقدامات باعث شده بود اینترنت تا همین یکی - دو سال پیش به عنوان جولانگاه رسمی ضدانقلاب شناخته شود و هیچ عرصه‌ای برای حضور حامیان انقلاب اسلامی وجود نداشته باشد.

اما آنچه که سبب شد تا این افراد متوجه اهمیت و تاثیرگذاری ویژه فضای مجازی شوند، حوادثی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ افتاد؛ حوادثی که به طور هماهنگ و برنامه‌ریزی شده از سوی رسانه‌های اینترنتی شکل گرفت و تمامی تبلیغات رسانه‌ای حول و حوش آن نیز به یاری این سایت‌ها تدارک دیده شد.

ای مساله باعث شد تا فعالان ارزشی در حوزه‌های مختلف به اهمیت اینترنت در جنگ تمدن‌ها پی ببرند و حضور منسجم و هماهنگ در این عرصه داشته باشند؛ حضوری که سبب شده اکنون که در پایان سال ۸۹ هستیم، رسما شاهد اذعان فعالان رسانه‌ای داخلی و خارجی به موفقیت‌های خیره کننده آن هستیم.

وبلاگ‌ها؛ خط مقدم جنگ نرم

 در میان تمامی رسانه‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی مانند فیس بوک، مای اسپیس، گودر، توئی‌تر، فرندفید و... هنوز جایگاه درخشان «وبلاگ» قابل مشاهده است؛ جایگاهی که نشان‌دهنده اهمیت این خدمت فضای مجازی به کاربران است.

اگرچه حضور پرقدرت شبکه‌های اجتماعی سبب شده تا برخی کار‌شناسان از کمرنگ شدن نقش وبلاگ‌ها در این عرصه خبر دهند اما حوادث سال گذشته ایران نشان داد که این سایت‌های غیررسمی و خودمانی کاربران نقشی بسیار مهم بر مسائل مهمی همانند امنیت ملی کشور‌ها دارند و به نوعی در خط مقدم جبهه جنگ نرم قرار دارند.

همین جایگاه ویژه و استرتژیک است که فعالان اینترنتی را به برگزاری جشنواره‌ها مختلف برای انتخاب بهترین وبلاگ‌ها واداشته است؛ جشنواره‌هایی که با توجه به حضور پررنگ مخالفان ایران در فضای مجازی، به طور انحصاری در اختیار آنان قرار داشت.

یکی از معروف‌ترین این جشنواره‌ها، مسابقه‌ای بود که تلویزیون دولتی آلمان «دویچه‌وله» در سال‌های اخیر برگزار و بهترین وبلاگ فارسی‌زبان را معرفی می‌کرد؛ مساله‌ای که البته با توجه به رویکرد این رسانه علیه جمهوری اسلامی ایران، چشم‌انداز مناسبی برای کاربران ایرانی نداشت و همواره یک وبلاگ ضدانقلاب را به عنوان بر‌ترین وبلاگ انتخاب می‌کرد.

نگاهی به اسامی داوران این جشنواره هم جهت‌دار بودن آن از جهت سیاسی را مشخص می‌کند؛ از «حسین درخشان» در زمانی که به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده بود و هنوز حامی منافع ایران نشده بود تا «آرش آبادپور» که طبق نوشته رسمی خود در وبلاگش، همکار بخش فارسی بنیاد «خانه آزادی» وابسته به دولت ایالات متحده است.

همین مساله سبب شد تا فعالان رسانه‌ای در داخل کشور به فکر طراحی یک مسابقه ملی و بومی در این زمینه بیفتند و اجازه ندهند تا دشمنان ایران دست به مصادره فعالیت‌های فارسی‌زبانان در عرصه وب بزنند؛ تلاشی که نهایتا در سال ۸۹ به فرجام رسید و جشنواره «چهره ۸۹» به همت بلاگرهای ایرانی آغاز به کار کرد.

نمایش پرقدرت در اولین گام؛ وقتی کاربران ایرانی، ضدانقلاب را به حاشیه راندند

وقتی سایت وبلاگ‌نیوز از آغاز به کار این جشنواره خبر داد، اگرچه اکثر فعالان اینترنتی از آن استقبال کردند و این اتفاق را آغازگر راهی خوش سرنوشت ارزیابی کردند اما کمتر کاربری تصور می‌کرد که اولین دوره این جشنواره آنقدر بازخورد داشته باشد که صراحتا مسابقه چندین ساله تلویزیون دولتی آلمان را تحت‌الشعاع خود قرار دهد؛ به نحوی که نگاهی گذرا به فضای وب فارسی مشخص می‌کند هیچ حرفی از آرش آبادپور و مسابقه‌اش در میان نیست و همه در حال سخن گفتن از وبلاگ‌های بر‌تر موردنظر خود در چهره ۸۹ هستند.

این موفقیت چشمگیر و استقبال گسترده بلاگر‌ها نشان داد که جای چنین اقدامی در فضای مجازی بسیار خالی بوده و فعالان اینترنتی مشتقانه منتظر ارائه چنین طرح‌هایی از سوی مراجع قانونی بوده‌اند؛ مطالبه‌ای که البته این بار هم به صورت خودجوش و توسط کاربران ایرانی پاسخ گفته شد و نهادهای مسئول دخالتی در آن نداشتند.

همین موضع سبب شده تا کار‌شناسان رسانه، دوران تسلط بی‌چون و چرای مخالفان ایران بر فضای مجازی را پایان یافته قلمداد کنند و از آغاز عصرجدید فعالیت‌های اینترنتی خبر بدهند؛ عصری که در آن ایرانیانی که در ایران زندگی می‌کنند مسئول ساماندهی فعالیت‌های وب فارسی هستند، نه افرادی که اگرچه فارسی حرف می‌زنند اما در کانادا و آمریکا مشغول فعالیت علیه وطن خود هستند.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

نمازجمعه هاشمی در سال 87 استارت پروژه دروغین تقلب در انتخابات بود

حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در مصاحبه با ویژه نامه نوروزی روزنامه خراسان که سایت مشرق آن را منتشر کرده، تمام قد از عملکرد خود و وزارت اطلاعات در دوران تصدی این وزارت خانه دفاع می کند. او این گفته را که وزارت اطلاعات حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 را پیش بینی نکرده بود، نپذیرفته و می گوید: «آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنین اتفاقاتی را بعد از انتخابات پیش بینی می کرد اما نه به این عمق و سطح» «اولین بار به احتمال قوی سال 86 البته شاید هم سال 87 بود گزارش هایی را به مسئولان ذی ربط دادیم، مطرح کردیم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگین است. اما بعضی از مسئولان نظام من را مسخره کردند که این چه حرفی است که می زنید! تنها کسی که به گزارش های وزارت اطلاعات اعتنا کرد و ما را تشویق کرد و دستور پیگیری داد مقام معظم رهبری بود.» محسنی اژه ای در این مصاحبه 2 ساعته که البته در 2 مرحله و هر کدام به مدت یک ساعت انجام شد ناگفته های بسیار دیگری را نیز بیان کرد.

«از نیمه دوم سال 87 بود که استارت مربوط به مطرح کردن ماجرای تقلب در انتخابات زده شد این بار چون کلمه تقلب به کار رفته بود برخلاف دوره های قبل که وزارت اطلاعات چند ماه مانده به انتخابات ستاد انتخابات خود را تشکیل می داد 4 ماه مانده به پایان سال 87 ستاد انتخابات را تشکیل دادیم.»«به عنوان نمونه بعید می دانم یکی از کسانی که الان نامش جزو سران فتنه قرار گرفته با توجه به شناختی که از او دارم و نشست و برخاستی که برای مدت طولانی با او داشتم از اول این برنامه که امروز دنبال می کند را در ذهن داشته است» «در ماجرای کهریزک به نظر من اولین ...» و ...

به عنوان اولین سوال، جایگاه قوه قضائیه در کشور را چطور ارزیابی می کنید؟

قوه قضاییه و کار قضا هم ازنظر شرع مقدس وهم از نظر قانون اساسی کاری حائز اهمیت و خطیر بوده و وظایفی که برای قوه قضاییه تعریف شده بسیار سنگین است. اگر قوه قضاییه واقعا یک دستگاه مستقل و مقتدر و دارای صحت عمل باشد می تواند سلامت حکومت و سلامت جامعه را تضمین کند و اگر هم این خصوصیات و ویژگی‌ها را نداشته باشد نه تنها نمی‌تواند سلامت جامعه و مردم را ضمانت کند بلکه ممکن است دراختیار گروهی خاص قرار گیرد مثلا فرض کنید حکومت به ضرر مردم عمل کند که در خیلی از نظام‌ها این گونه است و یا خرده جریان‌های سیاسی و جریان‌های پولی در آن نفوذ کند و یا نتوانند حق را اجرا کنند و آن چه اجرا می شود به ضرر جامعه و مردم باشد. بنابراین همه ما باید تلاش کنیم جایگاه قوه قضاییه و جایگاه قضا و قاضی را حفظ کنیم، درمرتبه اول خود دستگاه قضایی باید جایگاه خود را حفظ کند و سپس این قاضی است که باید شأن دستگاه قضا و قضاوت و خود را حفظ کند، مردم هم باید نسبت به دستگاه قضا و قاضی این احترام را داشته باشند.

از امکانات موجود در قوه راضی هستید؟

برای این که دستگاه قضایی و حتی یک قاضی بتواند کار خود را به درستی انجام بدهد بدیهی است باید امکانات و ابزار مناسب کار موجود باشد.اگر دستگاه قضایی از امکانات لازم ، نیروی مناسب و تجهیزات اداری و از موقعیت و جایگاه اداری لازم برخوردار نباشد طبیعی است که نمی‌تواند وظیفه خود را به درستی انجام بدهد. یکی از کمبودهایی که تقریبا در دوره‌های مختلف پیوسته با آن مواجه بوده ایم کمبود نیروی انسانی و منابع انسانی است اعم از قاضی و کارمند. با توجه به افزایش جمعیت و تنوع جرایمی که پیش آمده، بسیاری از جرایمی که امروز به وجود آمده 4سال پیش یا 10- 20سال پیش وجود نداشته است.

به عنوان مثال جرایم رایانه ای و یا مسئله پول شویی. با توجه به افزایش جمعیت کشور و کثرت جرایم به شدت دچار کمبود قاضی و کادر اداری هستیم. گرچه جذب قاضی بر عهده خود دستگاه قضایی بوده ولی با توجه به این شرایط با کمال تأسف باید بگویم که دستگاه قضایی در طول این مدت آن گونه که باید و شاید موفق نبوده است.این مسئله مربوط به دوره‌های مختلف می شود، دوره قبل از آیت‌ا... لاریجانی و قبل از آیت‌ا... شاهرودی ما در مورد تربیت آموزش وجذب کادر قضایی به صورت کمی و کیفی توفیق چندانی نداشتیم جذب کارمند اداری هم که اصلا در دست قوه قضاییه نیست.

طبق برآوردی که در دوره آیت‌ا... لاریجانی صورت گرفته است حداقل به 3000کارمند نیاز داریم. دراین باره مدت‌هاست که بین دولت و قوه قضاییه صحبت شده اما تا کنون هیچ اتفاقی در این مورد نیفتاده است.مدتی است که دولت اعلام کرده قوه قضاییه می تواند از نیروهایی که در این بخش تعدیل شده اند استفاده کند.اگرچه نمی گوییم که مطلقا نمی توان از این نیروها استفاده کرد، ولی از بحث صلاحیت آن ها که بگذریم آیا نیروهایی که تا کنون در شرکت مخابرات ، وزارت نیرو یا دیگر وزارت خانه هایی که بر اثر خصوصی سازی واگذار شده اند فعال بوده اند برای قوه قضاییه مفید هستند ؟ مشکل دیگر قوه قضاییه در مورد امکانات و تجهیزات است، اگر در مورد بودجه دستگاه قضایی قوه مقننه و قوه مجریه کمک نکنند و بودجه قوه قضاییه را به صورت جهشی برای یک بار ترمیم نکنند و بخواهند مانند گذشته افزایش سنواتی بودجه این دستگاه را اعمال کنند مشکل قوه قضاییه به این زودی‌ها رفع نخواهد شد.

به عنوان نمونه می توان به پزشکی قانونی اشاره کرد بخشی که هر روز تعداد زیادی از افراد با آن سرو کار دارند و حتی بسیاری از پرونده‌های دستگاه قضایی تا اعلام نظر پزشکی قانونی متوقف می شود چرا که قاضی قبل از اعلام نتیجه از این بخش، امکان اظهار نظر ندارد. می توانید شرایط پزشکی قانونی را از لحاظ ساختمان ،تجهیزات، امکانات آزمایشگاهی که امری بسیار ضروری است از جهت کادر فنی و پزشک مشاهده کنید .سازمان زندان‌ها هم شرایطی مشابه دارد بخصوص آن که در سال 76 قانونی تصویب شد که بر اساس آن دولت موظف شده بود اردوگاه‌های مواد مخدر را تجهیز کند اما باید دید تا کنون که پایان سال 89 هستیم چند اردوگاه تجهیز شده است؟ نمی‌خواهم به دنبال مقصر بگردم اما بالاخره این وضعیت موجود است.

اگر مجلس و دولت واقعا کمک نکنند و افزایش جهشی بودجه به قوه قضاییه اختصاص ندهند قطعا دستگاه قضایی نمی‌تواند مأموریت خود را درست انجام بدهد و همین امر موجب نارضایتی مردم می شود. از این گونه مسائل که بگذریم طبیعت کار قضا به نحوی است که اکثر افراد ناراضی می شوند. بعضی می گویند که تمام کسانی که به این دستگاه رفت‌ و آمد دارند و بعضی‌ها هم می گویند 50 درصد از این دستگاه ناراضی‌ هستند. زیرا آن کس که حکم علیه اوست ناراضی است و آن کسی که حکم به نفع اوست می گوید بیشتر از این حق من بود.

بنابراین طبیعت کار قضا این هست که مردم به نحوی ناراضی هستند و اگر ما بخواهیم رضایت مردم را تحصیل کنیم باید امکانات خوب ، نیروی مناسب و مکان مناسب داشته باشیم. به هر صورت دستگاه قضایی از نظر شرع ، قانون و عرف جایگاه مهمی دارد . آیت ا... لاریجانی این درد را به خوبی احساس کرده و به به مقام معظم رهبری ، مجلس و ریاست قوه مجریه منتقل کرده اند و امیدوار هستیم که بتوانیم با کمک مجلس و دولت در سال آینده به گونه ای این مشکل را حل کنیم.

ارزیابی شما از دوره های مختلف ریاست قوه قضاییه چیست؟

من اعتقادم این است که ما وقتی می‌خواهیم هر چیزی ، هر کسی و هر مدیری را ارزیابی بکنیم باید با توجه به زمان خودش این کار را انجام بدهیم.من درشرایط فعلی نمی توانم بگویم مثلا ده سال پیش فلان وزیر و مدیر کل معاون و یا فلان رئیس دستگاه بدون لحاظ شرایط و تنگاهایی که ایشان در آن زمان داشته موفق بوده یا نبوده است ؟

این گونه قضاوت کردن بی‌انصافی است مثلا گاهی دولت و یا قوه قضاییه آمار می دهند که ما در عرض چهار سال به اندازه 15 سال گذشته کار کردیم. این گونه آمار دادن به نظر من اصلا صحیح نیست چرا که طی 15 سال پیش زیر ساخت‌هایی که طی زمان به وجود آمده موجود نبوده ولی اکنون زیر ساخت‌ها و فونداسیون‌ و مقدمات کارها فراهم شده است اگر مقدمات قبلی نبود موفقیت های بعدی هم حاصل نمی شد.

در زمان شورای عالی قضایی ، دوره آیت‌ا... یزدی و در دوره آیت‌ا... شاهرودی تلاش‌های فراوانی صورت گرفته است از طرفی در زمان هر کدام از این مسئولان قضایی با وجود محدودیت‌ها و مضایقی که وجود داشت کارهای بسیار خوبی انجام شد اما آیا ما در نقطه مطلوب هستیم؟ خیر! به هیچ وجه، ما حقیقتا در نقطه مطلوبی که بگوییم امروز دستگاه قضایی در نقطه ای مطلوب قرار دارد نیستیم به گونه ای که هم قوانین خوب اجرا شود و هم حق به حق‌دار برسد و هم همه راضی باشند. اما امتیازاتی که در این دوره وجود دارد این است که از نظر سن آیت‌ا... لاریجانی از روسای قبلی کمتر است این موضوع از آن جهت مثبت است که فرد جوان‌تر می تواند وقت بیشتری را صرف کار قضایی کند و ضمن آن که با نشاط تر است می تواند در میادین مختلف حضور بیشتری پیدا کند علاوه بر این که آیت ا... لاریجانی حقیقتا با اینکه سن زیادی ندارند ولی فرد دانشمندی است .ایشان فردی بسیار باهوش سریع‌الانتقال و با استعداد هستند هم در دروس حوزوی و هم در دروس دانشگاهی در رشته خودشان بسیار موفق بوده اند.ایشان دکترای فلسفه دارند خوب درس خواندند و حقیقتا ملا هستند . به نظر من تلفیق یک جوان دانشمند آشنا به مسائل روز و آشنا به فقه و اصول و موازین اسلامی امتیازی است که این دوره نسبت به دوره‌های قبل وجود دارد.

مطلب بعدی تیمی است که ایشان دارند؛ تیمی همراه و هم‌نظر. خیلی نگاه‌ها به هم نزدیک است و خیلی با هم رفیق و صمیمی و یار هستند و البته یار ریاست قوه. این ویژگی باعث می شود که کارها رو به جلو پیش برود اگرچه این موضوع در دوره های قبل هم وجود داشته اما در این دوره این مسئله را به شکل بارزی می بینم.

برخی اقدامات مهم در زمان آیت الله شاهرودی با انتقادات زیادی همراه بود، مثل جرم زدایی.

آیت‌ا... شاهرودی به درستی دنبال این بودند که تا آن‌جایی که مقدور است جرم‌زدایی کنند و این سیاست درستی بود. به لحاظ تنگناهایی که آیت‌ ا... شاهرودی احساس کرده بودند مبنی بر این که عناوین مجرمانه زیاد شده و زندان‌های ما محدودیت دارند و از طرفی نیروی قضایی دستگاه قضایی و بودجه کم است. ایشان در یک مقطع زمانی گفتند زندانیانی که به واسطه توزیع میزان معینی مواد مخدر دستگیر شده اند را زندان‌ها تحویل نگیرند و این امر بخش‌نامه شد که همین باعث شده بود که بسیاری از توزیع کنندگان جزء مواد مخدر جری شوند و این امر مشکلاتی را ایجاد کرده بود.

مورد دیگر، به لحاظ تنگناهایی که وجود داشت راهکاری که پیش بینی شده بود، دادن مرخصی های فراوان به افراد زندانی بود آن هم در شرایطی که شاکی بعد از شکایت و گرفتن حکم قطعی متهم را به زندان می انداخت اما بعد به راحتی به او مرخصی می دادند آن هم مرخصی با زمان نامحدود و یا گاهی عفو‌های پی در پی و این هم باعث جری شدن بعضی از مجرمان شده بود.

در مورد مواد مخدر هم عوامل و قاچاقچیان اصلی فرد دیگری را اجیر می کردند تا با حمل بار و دادن مبلغی کلان به او و همچنین تامین خرج زندگی خانواده او به زندان برود .البته این موضوع در حال حاضر به صورت صد در صد هم رفع نشده است اما ریسک خطر آن بالا رفته است .به هر صورت سیاست جرم زدایی و زندان زدایی سیاست کاملا صحیحی بود سیاستی که الان هم دنبال می شود ولی در زمان آیت‌ ا... شاهرودی در این زمینه تحرک بیشتری بود . در مورد دادن مرخصی به زندانیان با توجه به مطالعه ای که خود آیت‌اله لاریجانی داشتند و با بررسی دیگران مشخص شد این وضعیت قابل قبول نیست که افراد به این میزان مرخصی بروند بدون آن که اصلا متنبه شده و گناه خودشان را جبران کرده باشند بنابراین لازم بود که با این افراد که شرارت می‌کنند برخورد جدی و سریع صورت بگیرد و این برخورد سریع و با جدیت از مختصات این دوره قضایی است و البته امکان دارد که این موضوع تبعاتی هم داشته باشد که برای تبعات این موضوع باید چاره‌اندیشی کنیم . امروز مواد مخدر معضل کل دنیاست و در حال حاضر مبارزه قابل توجه و قاطعانه‌ با مواد مخدر شروع شده است. دایره‌ای هم در دادستانی ایجاد کرده ایم که به طور مشخص و با کمک نیروی انتظامی موارد را پیگیری می کنیم.

یکی از موضوعات مهمی که طی دو سال اخیر قوه قضاییه را درگیر کرده است حوادث سال گذشته همزمان با انتخابات ریاست جمهوری است . از نگا ه شما ریشه فتنه و شاخص های موثر در این فتنه چه بوده است؟

این مرحله از تاریخ ما نقطه عطفی در ادوار مختلف تاریخی کشورمان بود. در این مرحله انقلاب اسلامی ناب با ساختاری بی نظیر حداقل درحکومت ها ی موجود در گذشته و حال به نام ولایت فقیه تشکیل شد . از جمله مشخصه های نظام ما استقلال کامل و تاکید کامل بر موازین اسلامی ، ظلم ستیزی و استکبار ستیزی و حمایت از محرومین و حمایت از همه انسان های مظلوم و بخصوص مسلمانان مظلوم در همه دنیا است ،این موضوعات عداوت دشمنان ما را افزون کرد و بخصوص جهانخواران و درراس آن غرب و آمریکا را از ابتدای انقلاب درمقابل جمهوری اسلامی ایران قرار داد. آن ها ابتدا تلاش کردند که انقلاب به وقوع نپیوندد بعد تلاش کردند انقلاب را شکست بدهند بعد جنگ را تحمیل کردند و سپس سعی کردند که انقلاب را استحاله کنند و از درون بپوسانند. بعد از آن هم تلاش کردند که از نفوذ انقلاب به خارج از مرزهای خودمان جلوگیری کنند الان هم این مقابله همچنان هست و تا زمانی که جمهوری اسلامی با همین مبانی که شروع شده ادامه داشته باشد دشمنی هایشان ادامه خواهد داشت .ولی نباید آن چه رخ داده را صرفا منحصر به این موضوعات کنیم چرا که حتما ریشه های داخلی هم وجود دارد که بی تاثیر نیست. علاوه بر دشمن، مسائل دیگری در ایجاد این شرایط تاثیر داشتند . از جمله انسان هایی که نتوانستند مسائل فرعی و اصلی را به درستی از هم تشخیص بدهند افرادی که حتی خصلت های شخصی آن ها باعث شده بود که از انقلاب زاویه بگیرند.

ما حسد را دست کم می گیریم و حال آن که حسد یکی از صفات بسیار مذموم است و ممکن است حسد انسان را به جایی برساند که در مقابل حق مسلم و روشن بایستد .یکی از صفات ناپسند این است که ما به حق خودمان قانع نیستیم و زیاده تر از حق خودمان را می خواهیم و قادر نیستیم اقدامی داشته باشیم اما گاهی می خواهیم و می توانیم قدم هایی در جهت زیاده خواهی خودمان برداریم وبرای رسیدن به این جایگاه اقدام می کنیم و مشکلاتی ایجاد می کنیم .

یکی از عوامل اصلی در ایجاد این فتنه، مقابله باطل با نظام برحق ما بوده و هست ولی در کنار این افراد داخلی هم بودند که در طول 31 سال بعد از انقلاب به لحاظ جهات شخصی با نظام زاویه پیدا کردند و آرام آرام درجهت خاص دشمن قرار گرفتند و چه بسا بعضی الان همراه با دشمن حرکت می کنند . به عنوان نمونه بعید می دانم یکی از این کسانی که الان نامش جزو سران فتنه قرار گرفته با توجه به شناختی که از او دارم و نشست و برخاستی که برای مدت طولانی با او داشتم از اول این برنامه که امروز دنبال می کند را در ذهن داشته است. در روزهای اول در صحبتی که با ایشان داشتم عنوان می کرد که «تو مطمئن باش که آن چه که نسبت به اصل نظام باشد و نظام را تضعیف کند حتی اگر صد درصد به ضرر خودم باشد آن کار را انجام نمی دهم، مطمئن باش از ولایت فقیه و ولایت رهبری دست بر نخواهم داشت.»

این صحبت ها دقیقا چه زمانی بین شما و ایشان مطرح شد؟

شاید یک مورد از این صحبت ها بعد از انتخابات انجام شده باشد ولی یقین دارم از این نوع صحبت ها قبل از انتخابات بود یعنی زمانی که ایشان هنوز نامزدی خود را به صورت رسمی اعلام نکرده بود و بعد از آن. خود ایشان از اولین کسانی بود که نامزدی خود را درانتخابات اعلام کرد. منظورم آقای کروبی است .ایشان اصرار می کرد که شما مطمئن باش که در هیچ شکلی متکی به خارجی ها نخواهم شد ولی امروز می بینیم غیر از این است. بنابراین علاوه بر دشمن، عوامل درونی و شخصی نیز، صفاتی که انسان را از مسیر آرام آرام خارج می کند مانند لجبازی و یکدندگی، گاهی کار را به جاهای خطرناک می رساند.

همه نمی توانند وقتی حرفی می زنند و می فهمند که اشتباه است براحتی از حرفی که زده اند برگردند.اگر خدای نکرده نفس بر ما مسلط شد چه بسا حق مسلم را نادیده میگیریم و برای این که از حرف باطل خودمان برنگردیم راهمان را تا ثریا کج ادامه می دهیم. به هر صورت تاحق هست باطل جولان می دهد منتهی ممکن است که تاکتیک دشمن عوض شود یک روز جنگ نرم است یک روز جنگ سخت و روز دیگر جنگ دیگر.

بصیرتی که مقام معظم رهبری می فرمایند مسئله ساده ای نیست بصیرت یعنی همان معرفت دقیق و شناخت درست از مجموعه .اگر بعد از شناخت دقیق حق و تشخیص اولویت ها، مسائل اساسی را از مسائل فرعی تشخیص دادیم و سبک و سنگین کردیم و صبر و استقامتی که در پیمودن هر راه درستی لازم است را داشته باشیم راه را درست رفته ایم.ملت ایران و جامعه ایرانی و فضای حاکم بر آن این گونه بوده از اول تا حال هم شناخت خوبی داشتند و بر اساس شناخت خوبشان پشت سر ولی فقیه قرار گرفتند و فهمیدند که اگر بخواهند راه را به سلامت طی کنند باید پیرو ولی فقیه باشند واستقامت داشته باشند .

فکر نمی کنید دستگاه قضایی کوتاهی کرده و در شرایطی که به وجود آمد بهتر می توانست عمل کند؟

این جمله صحیح نیست که کوتاهی کرده. نه به عنوان این که امروز در دستگاه قضایی هستم یا متعصبانه می گویم . این جریانی که سال قبل اتفاق افتاد جریانی دارای ابعاد مختلف است. کسانی که در یک صف قرار گرفتند افرادی کاملا متفاوت بودند و انگیزه های متفاوتی داشتند ولی عملا در یک صف بودند و امکان ندارد که با یک مسئله چند بعدی و دارای مصادیق متعدد با انگیزه های مختلف و با تابلوها و عناوین مختلف و با یک عقبه کاملا متفاوت ،به همه یک نگاه داشته باشیم و بخواهیم با همه این قضایا فقط از طریق قضایی اقدام شود این نتیجه معکوس خواهد داشت.

بنابراین اگر چه ممکن است بتوان دستگاه قضایی را از جهاتی نقد کرد ولی در طول سال گذشته و امسال قوه قضاییه زحمات فراوانی کشید. دستگاه قضایی همراه با سایر دستگاه ها و در جاهایی مقدم بر سایر دستگاه ها عمل کرد و مجموعه اقدامات نظام که بخشی از آن بر عهده قوه قضاییه بود این فتنه عظیم را خنثی کرد و با هزینه نه چندان زیاد جلویش را گرفت.

الان خوب می توانید بفهمید که عمق و گستردگی قضیه چقدر بوده است .

برنامه ریزان گذشته و حال و دشمنان ما در این قضیه چقدر سرمایه گذاری کردند اگر به این مجموعه نگاه کنیم می فهمیم که با یک هزینه نه چندان زیاد چه کار عظیمی انجام شده و چه توطئه ای خنثی شده است البته بی هزینه نبوده. نیروی انتظامی، نیروهای بسیج و مردمی که کتک خوردند و لطمه دیدند، هزینه ای متحمل شدیم. اما توطئه عظیمی که خنثی شد با این مقدار هزینه بسیار ناچیز است بخصوص اگر در مقایسه با موارد مشابه در دنیا آن را مقایسه کنیم و این به عنایت پروردگار و بعد تدبیر و درایت و مدیریت مقام معظم رهبری بر می گردد و اطاعت مردم از ولی فقیه و هوشیاری آن ها در صحنه که همه موثر بوده است.

به هر صورت دستگاه قضایی کارهای بسیار پرحجم و خوبی کرده در عین این که ممکن است بخش هایی از کارهایش قابل نقد باشد .این اقدامات اکنون هم ادامه دارد. تعداد پرونده هایی که در دادسرای تهران تشکیل شده حجم قابل توجهی است و واقعا بعضی از بازپرس ها و مسئولان دادگاه های ما برای مدتی اصلا نتوانستند وقتشان را صرف زندگی خصوصی اشان کنند حتی شب عید سال قبل هم سر کار بودند . لذا این که بگوییم قوه قضاییه کار کمی کرده یا کاری نکرده حتما صحیح نیست.قوه قضاییه حتما در خنثی کردن و مقابله با این توطئه نقش داشته است.

آیا هدف آن هایی که در فتنه دخلیل بودند از ابتدا همان راهی بود که تا امروز ادامه پیدا کرد؟

خیلی از کسانی که در فتنه سال گذشته به خصوص ماه های اول در این صف قرار گرفتند عاقبت قضیه را نمی سنجیدند که دشمن تا کجا این مسیر را دنبال می کند و خودشان هم کردند به زعم این افراد این فرض که که تقلب صورت گرفته است واقعی بود. لذا شما می بینید از زمان صحبت مقام معظم رهبری در 28 خرداد ریزش ها شروع شد و تا الان ادامه پیدا کرد. یک اقدامی شاید امروز برای یک فرد نابخشودنی باشد ولی در یک سال و نیم پیش قابل اغماض است بنابراین از اقدامات قوه قضاییه هم صرف بحث قضایی نبوده بلکه همراهی با سایر دستگاه ها نیز بوده است .قوه قضاییه طبق قانون در این باره هم وظیفه دارد.

یعنی از دستگاه قضایی در شورای امنیت کشور باید نماینده حضور پیدا کند. در شورای عالی امنیت ملی علاوه بر این که رییس قوه قضائیه هم عضو هستند در برخی از مسائل دیگر هم اگر دبیرخانه دعوت کند، آن جا هم از قوه قضاییه دعوت می کنند و ما ملزم به همکاری هستیم.

نحوه عملکرد وزارت اطلاعات در دوران شما برای کشف و شناسایی عوامل فتنه و همچنین نقش وزارت اطلاعات در مورد مدیریت موضوع را چقدر مناسب می دانید؟

بحثی در این جا مطرح است مسئله جنگ نرم و انقلاب مخملی است که دشمن دنبالش بود و آن را در قضیه انتخابات بروز و ظهور داد. این یک بحث است که در این زمینه شاید وزارت اطلاعات مقدم بر همه نهادها بود .خاطرم هست که اولین بار بعد از این که گزارشاتی را به مسئولان ذیربط دادیم مطرح کردیم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگین است. هرچند تاکید کردم که دشمن البته کور خوانده و ایران اسلامی دیگر کشورها نیست اما آن ها دنبال این قضیه هستند.همان موقع بعضی از مسئولان نظام من را مسخره کردند که این چه حرفی است که می زنید !

چه زمانی این موضوع را مطرح کردید؟

به احتمال قوی سال 86 بود. البته شاید هم 87 .به هر صورت قطعا قبل ازسال 88 بوده است .

نمی توانستیم این موضوع را جا بیندازیم که این بار دشمن ما تمام همتش را بر مسائل فرهنگی و اجتماعی و فراهم کردن یک انقلاب مخملی درکشورمان متمرکز کرده است .وقتی این را می گفتیم واقعا برخی ما را مسخره می کردند !

ما برای این که این قضیه را جا بیندازیم چند نمونه را دستگیر کردیم تا مستنداتی که قابل فهم بیشتری باشد ارائه بدهیم . همین آقای تاجبخش که بعدا در قضایای فتنه دستگیر شد محکومیت بالای 15 سال حبس گرفت که البته خاطرم نیست حکمش در دادگاه تجدید نظر تایید شد و یا خانم هاله اسفندیاری . نه این که ما این ها را عناصر مهمی می دانستیم بلکه می خواستیم این مطلب را جا بیندازیم که این ها دنبال انقلاب مخملی هستند. همان موقع در راستای بنیاد سوروس حرف هایی زده می شد که کسی باور نمی کرد . خیلی ها این را قبول نداشتند . بنابراین وزارت اطلاعات هم کاملا این مطلب را متوجه شده بود و هم اطلاع رسانی کرده بود . در این شرایط تنها کسی که به گزارشات وزارت اطلاعات اعتنا کرد و ما را تشویق کرد و دستور پیگیری داد، مقام معظم رهبری بودند .این در حالی بود که خیلی از مسئولان دیگر اصلا این حرف را تحویل نمی گرفتند.

آیا وزارت اطلاعات همان موقع پیش بینی می کرد که این اتفاقات تا این اندازه جدی و عمیق باشد؟

آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنین اتفاقاتی را بعد از انتخابات پیش بینی می کرد اما نه به این عمق و سطح ! در این عمق که یک شخصی مثل موسوی به میدان بیاید و این گونه در برابر حق و قانون روشن و موضوعی که خودش سالیان سال دیده و شنیده بایستد! نه! فکرش را نمی کردیم .این که این مجموعه این گونه با هم متحد بشوند بعضی را می دانستیم اما این گونه که چنین مجموعه ای با هم متحد شدند و طی زمانی کوتاه با خارج از کشور وصل شوند آن هم به صورت علنی و عریان تصورش را نمی کردیم .البته وزارت اطلاعات در جریان بود که بعضی از عوامل این ها به آمریکا رفته اند.اما وزارت اطلاعات پیش بینی نکرده بود که با این سرعت همه این ها با هم پیوند بخورند و این جور آشکارا در جهت دشمن قرار گیرند و با هم کار کنند. خلاصه وزارت اطلاعات اجمالا پیش بینی می کرد که رویکرد دشمن به سمت جنگ نرم است و در فکر انقلاب مخملی است ولی سرعت حوادث و در هم تنیدگی آن را پیش بینی نکرده بود ولی همین مقدار پیش بینی وزارت را هم خیلی ها قبول نداشتند.

این جا بود که وقتی این جریان تا این اندازه روشن شد خیلی ها موضوع انقلاب رنگین و مخملی را مطرح کردند همان موضوعی که وقتی وزارت آن را در جلسات مطرح می کرد بعضی آن را مسخره می کردند. وزارت اطلاعات پیش بینی می کرد با توجه به فضایی که وجود داشت، کدهای اطلاعاتی و غیر اطلاعاتی و شواهد پنهان و مسائل ظاهری بعید نیست که در روز انتخابات یا بعد از آن بخواهند فضا را متشنج کنند حتی روزهای آخر روشن شده بود که حتی اگر پیروز بشوند یا شکست بخورند باز هم چنین فضا یی را ایجاد می کنند که مستندات این مسئله موجود است .بر همین اساس یکی از کدهایی که روی آن زیاد کار کردیم بحث تقلب در انتخابات 22خرداد 88 بود. این موضوع را از حدود چند ماه قبل از انتخابات مورد توجه قرار دادیم . در نیمه دوم سال 87 بود که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه اولین استارت مربوط به این ماجرا را زد .ایشان مطرح کردند که باید مراقب بود که در انتخابات تقلب نشود. شواهد دیگری هم مطرح بود که می خواهند بعد از انتخابات مسائلی از جمله مسئله تقلب را مطرح کنند .

وزارت اطلاعات از حدود چهار ماه مانده به پایان سال ستاد انتخابات را تشکیل داد البته وزارت اطلاعات از سال های قبل هم همیشه چند ماه قبل از انتخابات ستاد انتخاباتی را تشکیل می داد که موضوعات مربوط به وزارت را به صورت ویژه پیگیری کند .اما این بار چون کلمه تقلب به کار رفته بود گفتیم بر روی تمام مسیرهایی که ممکن است بر اساس آن تقلب صورت بگیرد کار اطلاعاتی انجام شود و این مسئله مورد پیگیری قرار گیرد که احیانا کسی از ما سئوال کرد یا خواستیم اطلاع رسانی کنیم کاملا به موضوع مسلط باشیم .چون نمونه هایی هم در انتخابات قبل صورت گرفته بود که وزارت اطلاعات بر اساس این پیش بینی کار فوق العاده سنگینی روی این موضوع انجام داده بود .این جا بود که به دلیل پیش بینی ها که یکی از فاکتورهای آن تقلب بود وزارت اطلاعات کار بسیار سنگینی انجام داد.

وزارت اطلاعات بعد از انتخابات با ارائه چندین ماه کار اطلاعاتی به میدان آمد و نتیجه پیگیری هایش را به مسئولان ارائه داد. در جلسات متعدد گفتم من به عنوان وزیر اطلاعات حاضرم با هر کسی که ادعا می کند تقلب سازمان یافته موثر درنتیجه انتخابات یا حتی غیر سازمان یافته ولی موثر در نتیجه انتخابات صورت گرفته به صورت مستدل صحبت کنم چرا که اطمینان داشتم کارهایی که انجام دادیم کاملا مستدل است که هر انسان منصفی با اطلاع از آن متوجه می شود که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است. البته شاید در جایی یک نفر با دو شناسنامه رای داده باشد و یا حتی در گوشه ای شناسنامه ای را جعل کرده باشند و این گونه کارها چه بسا اتفاق افتاده باشد ما چنین موضوعی را در این حد نفی نمی کنیم .

در این زمینه خدمت آقای هاشمی رفسنجانی رفتم و توضیحاتی ارائه دادم خدمت بعضی آقایان دیگر هم رفتم . دو سه نوبت با آقای کروبی صحبت کردم با آقای موسوی هم همین طور. همان موقع به آقای موسوی گفتم به عنوان یک مرجع رسمی نظارتی و کسی که مدعی است، حاضرم با استدلال با هر کسی که شما بگویید تمام مسائل را بررسی کنیم. بسیاری از کسانی که اطراف آقای موسوی بودند افرادی اطلاعاتی بودند . من با مردم عوام روبرو نبودم . به عنوان مثال آقای یونسی وزیر قبلی اطلاعات یکی از این افراد بود یا آقای امین زاده هم اطلاعاتی بودند.ایشان به خوبی می توانست بفهمد که وقتی من ادعا می کنم تقلبی صورت نگرفته و دلایل خود را ارائه می کنم آیا سخن راست می گویم یا خلاف. حتی بعضی از این افراد بازنشسته وزارت اطلاعات و افرادی اطلاعاتی بودند بنابراین وقتی می گفتم ما ستاد داریم و در انتقال صندوق ها از روزی که از انبار بیاورند چه کارهایی کرده ایم و یا در مورد پلمب صندوق ها و انتقال آن ها و یا در زمان شمارش آرا و جمع بندی آرا چه کارهایی انجام داده ایم به خوبی متوجه می شدند که ما دروزارت اطلاعات چه کار کرده ایم .آن ها به خوبی می فهمیدند که کار اطلاعاتی یعنی چه؟

به آقای موسوی گفتیم که ما بعنوان یک مرجع رسمی نظارتی که احساس مسئولیت می کنیم حاضریم با شما یا اطرافیان شما استدلال کنیم و تاکید می کردیم مسیری که شما می روید و بی دلیل می گویید ابطال انتخابات اصلا شدنی نیست . به آقای موسوی گفتم دو سئوال از شما می کنم اگر به فرض محال فردا صبح انتخابات را باطل کردند و دوباره انتخابات برگزار شد و باز رای نیاوردید آیا نتیجه را قبول دارید ؟ گفتند نه. گفتیم شما به شورای نگهبان نامه نوشتید و خواستید اقداماتی انجام شود اگر شورای نگهبان بازشماری کرد، به هر صورت و هرچه که شما گفتید و کار به نتیجه مطلوب شما نرسید آیا شما قبول می کنید باز هم گفتند نه!

به هرصورت وزارت اطلاعات در مرحله پیشگیری و پیش بینی این موضوع کاملا موفق بود و کاملا خوب عمل کرد و موثر هم بود.

فکر می کنید وزارت اطلاعات در مراحل بعدی انتخابات هم به همین نحو مطلوب و موثرعمل کرد؟

در مراحل بعدی اتفاقاتی که بعد از این انتخابات پیش آمد و بخصوص بعد از 25 خرداد به بعد و هر چه جلوتر رفتیم و در مورد کارهای کاملا غیر قانونی و اقدامات تخریبی که در خیابان ها انجام شد باز وزارت اطلاعات موفق عمل کرد البته در این شرایط طبیعی است که عمده کار انتظامی بود و نیروهای مسئول به میدان آمدند ولی باز وزارت اطلاعات در سهم خودش کارنامه خوبی داشت در عین حالی که به او هم می شود اشکالی وارد کرد.

موضوع دیگری که در جریانات سال گذشته ابهامات زیادی داشت ماجرای کهریزک بود. واقعا در جریان اتفاقات کهریزک کوتاهی از کدام ناحیه صورت گرفت؟

در جریان ماجرای کهریزک به نظرم من اولین نفری بودم که نسبت به کهریزک هشدار دادم . در تیرماه سال 88 بود که بر اساس تجربه برای سرکشی به زندان اوین رفتم تا از بازداشتگاه و زندانیان بازدید کنم . در بازدید اولی که داشتم چند زندانی را دیدم که از سر و وضع خوبی برخوردار نیستند وقتی از جزییات شرایط آن ها پرسیدم گفتند که این زندانیها از کهریزک آمده اند. من تا آن موقع نمی دانستم که کهریزک چگونه اداره می شود و در این مورد اطلاعی نداشتم . شاید این ایراد به من گرفته شود که تو به عنوان وزیر اطلاعات چرا از این موضوع اطلاع نداشتی که این ایراد را می پذیرم و ایرادی صحیح است .البته می دانستم بازداشتگاهی به نام کهریزک هست. به هر صورت پیگیری کردم و فهمیدم که وضعیت آنجا مناسب نیست لذا به بعضی مسئولان گفتم که وضعیت آن جا مناسب نیست و زندانی به آن جا برده نشود.همان زمان بود که در18 تیرماه باز تجمعات و درگیری های خیابانی صورت گرفت و تعدادی متهم به آن جا بردند.

این اتفاق هم بعد از دستور شما بود؟

دستور نبود . گزارش داده بودم آنجا وضع مناسب نیست . بعدا شنیدم از دفتر رهبری هم ابلاغ شده بود که به این زندان زندانی نبرید بعضی از آقایان گفته بودند ما در زندان اوین از نظر جا محدودیت داریم. می گفتند امکان این که همه متهمان از جمله متهمان مواد مخدر و دیگر متهمان را در یک جا نگهداری کنیم نیست بنابراین باید این ها را جابجا کنیم. در آن زمان مقام معظم رهبری فرمودند اگر جا ندارید آن ها را آزاد کنید.

در ذهن من این گونه است که این ماجرا مربوط به شب 19 تیر می شود اما آقای مرتضوی می گفتند شب 21 تیر بوده است. ولی صرف نظر از این موضوع ما مطلع شدیم که تعدادی را به آنجا برده اند .

بر همین اساس هم دستور داده شد که آن هایی را که بردند را سریع منتقل کنند که به نظر می رسد در انجام این دستور قدری تعلل شد. چنین دستوری بعد از ظهر داده شد و آخر شب بر آن تاکید شد ولی عملا تا زمانی که انتقال صورت گرفت 24 ساعت طول کشید که البته شاید این زمان غیر طبیعی نبود ولی به هر تقدیر از بعداز ظهر و بخصوص آخر شب که در حضور دادستان کل وقت آقای دری نجف آبادی و آقای مرتضوی دادستان تهران تاکید شد که حتما این ها منتقل شوند که با تاخیر 10-15 ساعته منتقل شدند.اما در مورد عملکرد وزارت اطلاعات در این زمینه نیز باید بگویم قضاوتمان باید بر مبنای شرایط خاص زمانی و موقعیت خاص آن زمان باشد.اگر شرایط زمانی و موقعیت ها را در نظر نگیریم نقد وارد است اما اگر آن شرایط را در نظر بگیریم یا نقد وارد نیست یا نقد صورت گرفته کمرنگ می شود. این که چرا بعضی از این متهمان روزهایی در زندان مانده اند و بعد آزاد شده اند و بعد ممکن است تبرئه شوند؟ باید گفت وقتی جمعی بر خلاف قانون به خیابان می ریزند آتش می زنند، تخریب می کنند و نیروی انتظامی آن ها را که دستگیر می کند ممکن است افرادی که دستگیر می شوند الزاما مجرم نباشند ممکن است بر خی از آن ها صرفا نظاره گر بوده باشند و یا مشکل کمی داشته باشند . از طرف دیگر شاید در شرایطی کسانی که دستگیر شده اند مشکلشان صرفا با سئوال جواب حل بشود اما در شرایط دیگر این گونه نباشد.

به طور کلی نظر قوه قضایه در مورد تایید صلاحیت افرادی که با این فتنه همراهی داشتند در انتخابات آینده چیست؟

تعیین صلاحیت به عهده دستگاه قضایی نیست مرجع تایید صلاحیت در انتخابات، هیئت های اجرایی یا نظارتی هستند که در انتخابات مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری مشخص است. مشخص است که هیئت های اجرایی چگونه تعیین می شوند و چه کسانی هستند و شورای نگهبان هم به همین شکل. بنابراین تعیین صلاحیت به عهده قوه قضاییه نیست. مراجعی هم که از آن استعلام می کنند تنها قوه قضاییه نیست در قانون پیش بینی شده که یکی از مراجعی که از آن استعلام می کنند قوه قضاییه است . قوه قضاییه درمورد کسانی پاسخ می دهد که برای آن ها پرونده تشکیل شده است .این پرونده ممکن است چند حالت داشته باشد. یک حالت آن است که پرونده قرار منع تعقیب خورده است یعنی فرد بازداشت هم شده ولی بعدا تبرئه شده یا منع تعقیب خورده است که پاسخ استعلام داده می شود.در مورد دیگر ممکن است که فردی محکوم شده و حکمش قطعی شده باشد. قوه قضاییه در پاسخ به این استعلام ها نمی گوید که صلاحیت دارد یا نه . اظهار صلاحیت با آن هاست ولی ما می گوییم که به چه اتهامی و چه مجازاتی محکوم شده و آن ها خودشان تشخیص می دهند.

مورد دیگری هم هست که فرد به دادگاه رفته ولی حکمش قطعی نشده یا هنوز دادگاه نرفته ولی تبرئه هم نشده است که باز هم جواب داده می شود و در مورد این فرد این قید اضافه می شود که می گویند این آقا با این اتهام پرونده دارد ولی پرونده اش منجر به حکم نشده است و یا فردی تحت عنوان اتهامی خاصی پرونده دارد ولی اما هنوز منجربه حکم قطعی یا صدور قرار مجرمیت نشده است..بنابراین ما فقط وضعیت را اعلام می کنیم مطلقا در خصوص صلاحیت و عدم صلاحیت اظهار نظر نمی کنیم.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۳ ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

دور جدید شایعه سازی ضد انقلاب برای بی ثباتی روانی جامعه

جدیدترین اخبار حکایت از آن دارد که موج جدیدی از شایعه سازی رسانه ای به منظور تاثیر گذاری در فضای ذهنی وروانی جامعه کلید خورده است .این موج جدید شایعات هدفمند در راستای زمینه سازی برای ایجاد بی ثباتی ذهنی نسبت به شرایط عادی جامعه و آماده سازی باورها و افکار برای طرح مقولات تخریبی دیگری است که در نهایت فضا را به سوی اقدامات رادیکال و گسست شرایط عادی جامعه خواهد برد.
موج شایعات اخیر که توسط تئوریسین های موسسات مطالعاتی سیا وموساد و با همکاری اینتلجنس انگلیس طراحی وبرنامه ریزی شده است ، توسط اتحادیه بزرگ ضد انقلاب (منافقین ، سلطنت طلبان ، اصلاح طلبان ، احزاب لائیک وگروه های جدائی طلب و ...) تکثیر وت وسط رسانه ها توزیع می گردد .
اخبار دریافتی آشکار می سازد که این برنامه حدود یکهفته است که اجرایی شده و در جامعه با انتشار اخبار بیماری ویا قهر کردن و ..... شخصیتها ، و مسائل مربوط به بازداشت و زندانها و ..... و حتی پرداختیهای هدفمندی یارانه هاو موارد ریز ودرشتی از شایعات التهابی و... آغاز شده است.
گفتنی است کارشناسان سیاسی در ارتباط با این پدیده که مستقیما باورهای مردم را هدف قرار داده و با کذب گویی و ناامید سازی و احساس بی ثباتی در جامعه ، اهداف دشمن را محقق می سازد ، توصیه می کنند ،مردم اخبار را از منشاء ومراکز رسمی اطلاع رسانی دریافت نموده وخبرهارا با دستگاه های مدیریتی وتصمیم گیری نظام و رسانه های رسمی همچون رسانه ملی و دیگر منابع مورد وثوق چک نمایند .



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

ماجرای هفت کوتوله و کمپین سفارت سبز! «شورای هماهنگی راه سبز امید»

 

 

پس از شکست رسوای فراخوان های جریان فتنه موسوم به «سه شنبه های خرید روسری» دعواهای درونی افراد و گروه های ضدانقلاب در خارج کشور که هر کدام مدعی رهبری جنبش سبز هستند، طی روزهای اخیر ماجراهای جالب و بازمره ای را رقم زده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در همین خصوص ، کارتونیست مشهور روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاحات که اکنون در خارج کشور به سر می برد، گروهی با عنوان«شورای هماهنگی راه سبز امید» که اخیرا" از سوی نمایندگان و مشاوران موسوی در خارج کشور تاسیس شده ، به باد تمسخر گرفت و با انتقاد از این که اعضای این شورا اسامی خود را مشخص نکرده اند از آن ها با عنوان «هفت کوتوله»یاد کرد.


ماجرای جالب دگر مربوط به تشکیل گروهی با عنوان «کمپین سفارت سبز» است. اعضای این گروه که متشکل از چند کارمند دست چندم سفارتخانه های ایران در پایتخت های اروپایی هستند که در دوران اصلاحات به ماموریت رفته و در جریان فتنه 88 به این کشورها پناهنده شده بودند. اعضای این گروه 5 نفره ، در حالی که هنوز مدت زیادی از تشکیل آن نگذشته دچار انشعاب شده اند. بنا بر این گزارش ، چهار نفر از اعضای این کمپین 5 نفره طی اطلاعیه ای نفر پنجم یعنی محمدرضا حیدری را از گروه اخراج کرده اند. نامبرده نیز که از کارکنان اصلاح طلب سابق سفارت ایران در نروژ بوده، در واکنش، طی اطلاعیه ای تصریح کرده است: «چهار نفری که طی اعلامیه‌ای خود را اکثریت اعضای کمپین اعلام نموده‌اند حتی یک صدم اعضای اصلی این کمپین بشمار نرفته، اقدام‌شان در صدور بیانیه غیر قانونی و لذا، باتفاق آرا ی اعضای کمپین، اخراج آقایان ابوالفضل اسلامی، درویش رنجبر، حسین علیزاده و فرزاد فرهنگیان از کمپین سفارت سبز را اعلام می‌نماید.»

گفتنی است طی روزهای گذشته نیز اظهارات عطاء الله مهاجرانی و محسن کدیور بویژه اعتراف مهاجرانی درباره استقلال نظام سیاسی ایران و سلامت مالی رهبران ارشد آن، فحاشی های فراوانی را از جانب سایر افراد و رسانه های ضدانقلاب متوجه این دو نفر کرد به گونه ای که عملا" حلقه لندن و اتاق فکر موسوی در خارج کشور با بدترین بحران طی دو سال اخیر مواجه گردید.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

شباهت های جشن های ۲۵۰۰ ساله با جشن جهانی نوروزی!

نگاهی به شباهت های عجیب و غیر قابل انکار جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در دوران طاغوت و جشن هایی که بخشی از دولت به بهانه نوروز پشتیبان آنهاست، یک سوال را به ذهن متبادر می کند. "این جشن ها با چه انگیزه ای برگزار می شود...!؟"
 آنچه که این روزها با حمایت اصلی چهره جنجالی دولت و سایر همقطارانش تحت عنوان "جشن های جهانی نوروز" قصد آغاز شدن دارد، شباهت های غیر قابل انکار و البته جالبی با جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و در ادامه با شرایط وقت کشور در هنگام برگزاری این جشن ها دارد.

در اینجا ذکر یک نکته ضروریست و آن این که تنها بهانه طاغوتیان برای پر رنگ کردن مفهوم ایرانیت در راستای بلندپروازی هایشان "کوروش و تخت جمشید" بود و گویا تنها بهانه امروزیان نیز برای توجه دادن افکار به مفهوم ایرانیت و جدا کردن آن از اسلامیت، "نوروز" است و البته غیر از نوروز هم بهانه دیگری در دستشان نیست.

نگاهی کوتاه به اسناد منتشره توسط سازمان اسناد انقلاب اسلامی جزئیات جالبی را از جشن های ۲۵۰۰ ساله بیان می کند.در بخشی از سندهای منتشر شده از سوی سازمان اسناد انقلاب اسلامی پیرامون جشن های ۲۵۰۰ ساله و انگیزه شاه ستمگر در برگزاری این جشن ها آمده است:"او با این سخنان می‌خواست دلیلی بر موجودیت خویش اقامه کند... وی براین بود تا با اتصال تاریخی خود با یکی از پادشاهان باستانی ایران که از نظر او ارزش و اهمیت بیشتری داشت‌، بتواند با کسب نظر موافق خارجی‌ها! و تأیید و صحه‌گذاری آنان بر برنامه‌هایش‌، محبوبیت بیشتری در نزد مردم ایران به دست آورد... شاه معتقد بود در صورت کسب موفقیت در جلب نظر دولت‌های خارجی به ویژه آمریکا نسبت به برنامه‌هایش، می‌تواند با بزرگ‌نمایی این مسئله و دلالت بر تأیید شخصیت های باصطلاح سیاسی، مهر تأییدی بر اقداماتش بزند."

از سوی دیگر انتقاد قاطبه مردم به برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و هزینه های گزاف این جشن ها یکی نکات مهم در تاریخ دوره شاهنشاهی و چرایی اضمحلال آنست. نکته ای که حتی برخی از تاریخدانان معتقدند یکی از عوامل اصلی سوق دادن مردم به سمت انقلاب برای سرنگونی شاه خائن، برگزاری همین جشن های پر زرق و برق از کیسه ملت بود.در همین زمینه ساواک در گزارش ویژه خود در رابطه با برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله به یک تجمع مردمی در یکی از مساجد تهران اشاره می کند و می‌گوید: "بعد از ظهر روز ۳/۴/۱۳۵۰ چند نفر از افراد حاضر در مسجد خیابان فردوسی قبل ازشروع سخنرانی فخرالدین حجازی ضمن صحبت‌های خصوصی اظهار داشتند: وضع بازار بد است و این جشن‌ها و مخارج کمرشکن آن وضع اقتصادی را شکسته و نابود کرده است‌. مالیاتها زیاد شده‌، حتی کارمندان دولت‌، هم ازگرانی کرایه منزل و بالارفتن سطح زندگی ناراحت هستند. دولت فریاد می‌زند که مخارج جشنها را خودش تأمین کرده در صورتی که با گرانی روزافزون و مالیاتهای کمرشکن که از بازاری‌های بدبخت و مردم کوچه و بازار گرفته‌اند، این علم و کتل را راه انداخته‌اند. به خدا امسال بازار گرفتار ورشکستگی حتمی خواهد شد و لااقل ۳۵% نفر از تجار ورشکست خواهند شد. در میان آن چند نفر یکی کارمند دولت بود و گفت‌: آقا از حقوق ما هم برای جشن مبلغی کم کرده‌اند، بدبختی اینجاست که کسی جرأت حرف زدن را ندارد وآن بیچاره (آیت الله سعیدی‌) تا آمد حرفی بزند توی زندان او را کشتند."

به نظر می رسد تا هنگامیکه در مملکت ما هنوز نقاط فراموش شده و محروم وجود دارد و تا زمانی که انگشت های ظریف کودکان برای امرار معاش قطع می شود و یا مادری در یک منطقه محروم به دلیل نبود امکانات در هنگام زایمان فرزندش جان می سپارد، برگزاری جشن های پر زرق و برق و خرج کردن از کیسه ملت برای مفاهیمی که نه برای آن انقلاب کردیم و نه برای آن شهید دادیم و فقط جزئی از هویت ماست، بی معنا باشد.

از دیگر سو در عنفوان اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و درست در هنگامیکه دولت نیاز به مدیریت صحیح اجرای این طرح دارد آیا گران تر شدن نرخ برخی کالاها و خدمات مایحتاج مردم با برگزاری جشن های پر زرق و برق و دعوت زنان و دختران بزک کرده برای برگزاری مراسمی که هزینه آن را دولت داده است، آیا اقدامی عاقلانه است یا برعکس آن اقدامی نافهمیده و با مقاصد خاص نام دارد؟مرکز انقلاب اسلامی در یکی دیگر از اسناد خود در مورد جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی آورده است: "سپهبد فریدون سنجر که خود یکی از آجودان‌های سران کشورهای افریقایی در جشن بود، در خاطراتش چنین می‌گوید: وقتی چشمم به آن بلوار زیبا و درختهای زینتی و گلکاری‌ها و فواره‌ها و آب نماها در شهرک چادرها که به این مناسبت (جشن ۲۵۰۰ ساله‌) برپا کرده بودند، افتاد در دلم گفتم برای ساخت این ویلاهای چادری و این بلوارها و گلگاری‌ها چقدر انرژی و پول مصرف شده است‌؟ آیا نمی‌شد این پولها را در راهی خرج کرد که به درد جامعه بخورد؟..."در اینجا باید گفت که وقتی یک چهره طاغوتی نیز با دیدن زرق و برق های ایجاد شده با پول مردم، چنین سوال هایی در ذهنش ایجاد می شود، تکلیف ما و مردم که سربازان امام روح الله هستیم و در کنار این نظام و انقلاب ایستاده ایم روشن است...؟!جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که حکومت طاغوت را رو به زوال برد تا آنجا قبیح بود که امام روح الله نیز نسبت به ان واکنش نشان داد.امام راحل در اعلامیه ای خطاب به ملت ایران نوشتند: " برملت است که با جشن‌های ۲هزار و ۵۰۰ ساله مبارزه منفی کند. به حکومت ایران بگویید که از این جشن دست بردارید."

در اینجا یادآوری برگزاری جشنی شبیه جشن جهانی نوروز در دوران اصلاحات نیز خالی از فایده نخواهد بود. جشنی که دقیقا قرار بود در زمان ریاست سیدمحمد خاتمی در تخت جمشید برگزار شود و حتی تبلیغات تلویزیونی آن نیز از تلویزیون پخش شد اما برگزاری آن با دخالت برخی مقامات نظام منتفی شد.ما در خاتمه این گزارش این نکته را به دولت محترم گوشزد می کنیم که قرار نیست با هر اشتباه واضح دولت، رکن اصلی نظام مجبور به دخالت و اصلاح برخی اقدامات غلط باشد.برگزاری جشن جهانی نوروز که در واقع یک کپی برابر اصل جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهیست نه تنها به دلایل مختلف مفهومی و پیرامونی به صلاح کشور نیست بلکه ما رسانه های طرفدار دولت را در برابر هجوم سوالات بی پاسخ مردم تنها می گذارد.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

نظربالاترین‌مقام‌اطلاعات‌آمریکادرموردایران

مدیر اطلاعات ملی امریکا گفت: تحریم جدید فایده ندارد، روابط اقتصادی با ایران را گسترش دهید.

عالی رتبه ترین مقام اطلاعاتی امریکا در اظهاراتی بی سابقه کارآمدی استراتژی تحریم علیه ایران را به طور کامل زیر سوال برد.
جیمز کلاپر، مدیر اطلاعات ملی امریکا که در کمیسیون نیروهای مسلح سنا سخن می گفت، تاکید کرد: «ایران همچنان به کار بردن الفاظ و عبارات تند علیه غرب را ادامه خواهد داد، اما ارزیابی ما این است که اجتناب از تحریم های سنگین تر و حفظ روابط اقتصادی و تجاری ممکن است در نرم تر شدن رفتار ایران نقش مفیدتری داشته باشد».
این نخستین بار است که یک مقام اطلاعاتی بلند پایه امریکایی در اظهاراتی رسمی خواهان اجتناب از اعمال تحریم های بیشتر و برقراری روابط اقتصادی با ایران می شود. اظهارات کلاپر هنوز واکنش چندانی در جامعه رسانه ای امریکا برنینگیخته ولی به وضوح نشان دهنده آن است که ارزیابی اطلاعاتی امریکا از توان ایران برای حفظ محاسبات استراتژیک خود در مقابل فشارهای اقتصادی تغییر کرده است.
کلاپر که به همراه رونالد برگس مدیر آژانس اطلاعات دفاعی امریکا (DIA) به سنا رفته بود در بخش دیگری از اظهارات خود گفته است: «برنامه اتمی ایران بر اساس یک تحلیل هزینه-فایده حرکت می‌کند و بر همین اساس، این شانس به جامعه جهانی داده شده که بر همین اساس با ایران معامله کنند».
وی درباره برنامه هسته ای ایران می گوید: «پیشرفت های فنی ایران بویژه در زمینه غنی سازی اورانیوم این برآورد آمریکا را تقویت می کند که تهران ظرفیت علمی، فنی و صنعتی را دارد تا در نهایت سلاح اتمی تولید کند. به این ترتیب مسئله محوری اراده سیاسی ایران برای انجام این کار است».
کلاپر همچنین می گوید: «نظام ایران پس از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری این کشور را به سوی استحکام بیشتر سوق داد وسیطره اش را تحکیم کرد، بنابر این انتظار نمی رود که با مخالفان خود اشتی کند».
کلاپر در ادامه گفته است: «اطلاعات امریکا تصور می کند ایران از طریق حمایت از گروههای مخالف منافع واشنگتن و تل اویو درمنطقه خاورمیانه و رهبری مخالفت با طرح های امریکا تلاش می کند نفوذ واشنگتن در این منطقه را ازبین ببرد. ایران همچنین برای جلوگیری از تداوم همکاری میان امریکا و همپیمانان عرب میانه رو کاخ سفید تلاش می کند. تهران به علاوه برای تقویت توان بازدارندگی اش درمقابل تهدیدات امریکا واسرائیل فعالیت می نماید».



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

جریان فمنیستی در دوران خاتمی چگونه دنبال می شد؟

شاید بتوان گفت زهرماری که برای شیرین کردن شکلات تلخِ افکار اومانیستی و نیل به اهداف جهانی سازی و بردگی روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژه‌ای شد که قرن‌ها سراب آزادی را برای تمدن بشری از وحی بریده،مجسم کرده است:  نهضت آزادی خواهی زنان یا فمینیسم.

  به این جملات دقت کنید: "زن جنس سر به راه، مهربان، انعطاف پذیر، فروتن و نجیبی است. چنین تصویری در ذهن تمام بانوان وجود دارد؛ سر به راه بودن باید راهی به سوی کامیابی باشد اما در واقع چنین نیست."


"امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند. آگاهی زنان از خویشتن افزایش یافته است.با این حال تناقض ها ی فراوانی در ذهن زن امروزی نهفته است. زن می تواند کار کند، اما باید کار کند، همچون مادرانی سر به راه، فقط به نظافت خانه می پردازد و صبح ها هنگامی که شوهرشان سرکار می رود، برایشان دست تکان می دهند."

"استقلال و داشتن شغل برای آن ها به صورت چیزهایی فرعی و حاشیه در آمده است."

اینها قسمت از مقدمه و فصل اول کتاب "زن های خوب به آسمان می روند، زن های بد به همه جا می رسند" نوشته "اوته ارهارت" است. کتابی که در ویترین کتاب فروشی‌های شهر ما جای خود را پیدا کرده و به تیترا‍‍ژ بالایی دست یافته است. اما سؤال اینجاست که این تفکرات از کجا و کی به بدنه جامعه ما نفوذ کرده‌است که برای رهیابی و پاسخ به پرسش‌های آن باید کتبی مانند این در آن سوی مرزها تدوین شود تا دروازه‌ای به سوی بهشت ندیده، ساخته افکار بشری برای جنسی که از او به ریحانه در وحی تعبیر می شود، باشد.

شاید بتوان گفت زهرماری که برای شیرین کردن شکلات تلخِ افکار اومانیستی و نیل به اهداف جهانی سازی و بردگی روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژه‌ای شد که قرن‌ها سراب آزادی را برای تمدن بشری از وحی بریده،مجسم کرده است:  نهضت آزادی خواهی زنان یا فمینیسم.

این نهضت از یکسو ریشه در مفاهیم جدید عصر روشنگری در حوزه فلسفه و علوم اجتماعی ،از جمله اومانیسم ،سکولاریسم، تساوی ،حقوق بشر و آزادی های اجتماعی ،که با پیروزی انقلاب فرانسه و تدوین حقوق بشر در این کشور رسمیت یافت و از سویی وامدار موج تحول گرایی اجتماعی و سیاسی ،حقوق محوری و فضای باز پس از انقلاب فرانسه و بالاخره از سوی دیگر متأثر از موج صنعتی شدن غرب و شکل گیری طبقه ای به نام سرمایه داران و کارفرمایان است.

اما این زرورق به دور زهر کشیده شده چگونه در جامعه‌ای راه یافت که افکار دینی و وحیانی آن، زن را همچو ریحانه‌‌ای می دید که باید از آن پاسبانی کرد تا به دام فی قلوبهم مرضً نیفتد.

جریان تخریب باورهای دینی،فرهنگی و سیاسی مردم با استفاده از مطبوعات اولین بار در سال 1358و1359هـ ش با پشتیبانی دشمنان انقلاب و به وسیله عوامل و مزدوران داخلی آن‌ها صورت گرفت اما از همان ابتدا این توطئه با هوشیاری امام امت (ره) و قاطعیت دستگاه قضا در نطفه خاموش شد و نتوانست راه به جایی ببرد.

پس از پایان جنگ و آغاز دهه دوم انقلاب و دوران سازندگی به ویژه پس از دوم خرداد1376این جریان خزنده در دولتی نفس گرفت که سه شعار اصلی آن «آزادی در بیان، منطق در گفت‌و‌گو و قانون در عمل» بود. دولتی که سر ‌رشته افکارات آن از عقلانیت دینی نشأت گرفته، که عبدالکریم سروش در حلقه کیان برای آن‌ها نسخه پیچی می کرد.

مطبوعات رکن اساسی توسعه سیاسی و جامعه مدنی بوده و از آن‌ها با عنوان رکن چهارم دموکراسی نام برده می شود. اطلاع رسانی، بیان صادقانه خواسته ها و مطالبات مردمی، نقدهای سازنده و راهکارهای مفید از کارکردهای مثبت یک جامعه مطبوعاتی توسعه یافته است و بی تردید اگر مطبوعات خود فاقد شاخص های توسعه یافتگی باشد، اگرچه در کوتاه مدت می توانند منشا اثر باشند اما در نهایت خود به ابزار رکود، عقب ماندگی و اغتشاش و اختلاف تبدیل می شوند و نه تنها کمکی به توسعه اجتماعی نمی کنند بلکه مانع پیشرفت آن هم می شوند.
با تشکیل حزب مشارکت و حلقه فکری کیان، آنها به این نتیجه رسیده بودند که هدایت جریان اصلاح طلبی را با ابزار مطبوعاتی خود به عهده بگیرند. اساسی ترین نکته در اهداف و انگیزه آن بود که عمدتاً توسط چهره های مطبوعاتی حلقه کیان و ملی_مذهبی ها و لیبرال ها هدایت می شد و از دیوار سیاسی جامعه بالا رفتند و درصدد قرار گرفتن در رأس هرم های قدرت برآمدند و برای پیروزی انقلاب سفید هرچه بیشتر تلاش می کردند.

اعضای حلقه کیان که ترکیبی از لیبرال ها و چپگرایان بودند، غرب پژوهی را استراتژی مطالعاتی خود قرار داده بودند و به این نتیجه رسیده بودند که تلفیقی از تجربیات تمدن غالب بشری(غرب) و درونی کردن آن‌ها با ارزش های بومی و محلی، بهترین راهکار است و در همین راستا به تلفیق سه شکاف ملی، اسلامی و غربی تاکید کردند و با شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی به سوی تمدن و تفکر غرب و لیبرالی حرکت کردند.

در این میان برای نشان دادن ناکارآمدی نظام اسلامی و حمله به باورهای دینی مردم، جامعه هدفی انتخاب شد که شکننده ترین و تاثیر پذیرترین قشر به حساب می آمدند.قشر زنان.

این طبقه که به دلیل ویژگی های خاص ساختاری و روحی جزو آسیب پذیرترین اقشار به حساب می آمد و به دلیل نقش کلیدی خود در سلامت روحی  و ساخت آینده جامعه طعمه دلچسبی برای نیل به اهداف قرار گرفت.

از این میان می توان به انتشار مجله "زن روز" به سردبیری و  مدیر مسئولی "شهلا شرکت" اشاره کرد. وی روزنامه‌نگاری را با مجله اطلاعات بانوان آغاز کرد و سپس به روزنامه کیهان رفت و سردبیری هفته نامه زن روز را به عهده گرفت.

وی که از اعضای اصلی و تنها عضو خانم حلقه کیان بود ۱۰ سال سردبیر و مدیر مسئول مجله زن روز را برعهده داشت. با تعطیلی این مجله وی  بلافاصله در بهمن سال ۱۳۷۰شروع به انتشار ماهنامه زنان کرد. به گفته خود وی، مجله زن روز گروه مخاطب وسیعی داشت ولی ماهنامه زنان برای مخاطبان خاص‌تری بود. این گونه بود که وی همراه با هیت تحریره خود شامل "مهره انگیزه کار" به طرح مباحث فمینیستی در ایران پرداخت و آن را دریچه ای برای رهایی از خفقان اسلامی دانست. این مجله بیشترین هجم انتقادات آکادمیک را بر روی اقدامات انتظاماتی که در خصوص اراذل و اوباش و روابط دختر و پسر انجام داده است.

در این مجله با شیفتگی خاصی تمام مجله را به مسئله طرح خانه های عفاف اختصاص داده اند. نه از منظر یک پدیده اجتماعی بلکه از منظر تبیین جنبش فمینیستی. پیام این مجله این بود که "در حکومت دینی به این نتیجه رسیده اند که (خود فروشی)،مهم نیست که حرام است یا حلال باید جلوی رشد ایدز را بگیریم" یعنی به مسئله خود فروشی که حرام است یا حلال کار نداشته باشیم به آن رسمیت بدهیم، کارت بهداشت به اینها بدهیم، کنترل بهداشتی کنیم و اینکه هر کسی حق نداشته باشد که برخورد کند.

در کنگره 1999 فمینیسم در آلمان با شعار "انسان زن به دنیا نمی آید، زن می شود"، از ایران خانم "مینا احدی" در این کنفراس شرکت داشت. محور بحث مینا احدی به عنوان یک زن فعال ایرانی در این کنگره در زمینه وضعیت پوشش اجباری –چادر- و نقش و اثرات آن در زندگی شخصی و اجتماعی زنان ایران بود. این در حالی است که دیگر شرکت کنندگان مانند "کاتلین باری" از مخالفان جنبش پرونو بر عفاف هر چه بیش تر خانم ها تأکید می کند.

اما این نهله اکنون با چهره دیگری خود را جلو می برد.

این بار استفاده از 8مارس است.

چیستی 8مارس:
نخستین فعالیت سازمان یافته زنان کارگر جهان در 8مارس 1857 در شهر نیویورک به وقوع پیوست. در این اعتصاب صدها کارگر زن،کارگاه های نساجی در اعتراض به دستمزد اندک،ساعات کاری طولانی و شرایط غیر انسانی کار و نداشتن حق رای شرکت داشتند.با تجدید حیات موج سوم فمنیسم سازمان ملل در سال 1975،8مارس را به عنوان روز جهانی زن نام گذاری کرد.

در ایران ژس از انقلاب اسلامی در تاریخ 17/12/78 به مناسبت روز جهانی زن بزرگداشتی برگزار شد و ژس از آن هر ساله عده ای با شعار های فمنیستی با صدور قطنامعه های تجمعاتی پرداختند.

مواد قطعنامه انجمن دفاع از زنان در 8مارس1384:

جداسازی زن و مرد را در ایران محکوم می کنیم
خواهان لغو آپارتید جنسی هستیم
هر نوع پوشش اجباری را محکوم می کنیم
آزادی سقط جنینی (حق کنترل زنان بر بدن خویش)

اما با نگاهی عمیق تر به روند عملکرد این نهله در غرب روشن می گردد که این نهضت و پیشروان آن راه را به خطا رفته و بحران های جدید تری را متوجه جامعه زنان می نماید چرا که در تمام این جریانات نه تنها زنان به آزادی توام با آرامش دست نیافته اند بلکه به اعتراف خودشان خود را موجودی بی هویت و بدبخت یافته اند که روح لطیف زنانه شان نیز خدشه دار شده است و به بهای آزادی برابر آرامشی را فروخته اند که هرگز بازپس گیری نیست.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

محاکمه اعضای مجمع روحانیون مبارز در دادگاه ویژه روحانیت

*محاکمه اعضای مجمع روحانیون مبارز به عنوان مفسد فی الارض در دادگاه ویژه روحانیت

در همین ارتباط عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی گفت: اعضای مجمع روحانیون مبارز به عنوان لیدر اصلی غائله 25 بهمن مفسدفی الارض شناخته شده و باید در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شوند.

سید حسین تقوی حسینی نماینده مردم ورامین در مجلس شورای اسلامی در گفتگو یی گفت: همه افرادی که در وقوع پیوستن حادثه 25 بهمن ماه نقش داشته اند مجرم محسوب می شوند و باید محاکمه شوند.

وی افزود: دادگاه ویژه روحانیت مسوول بررسی و پیگیری پرونده مجمع روحانیون مبارز و عاملین حادثه 25 بهمن ماه است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: هر کس در هر جایگاهی و با هر سمتی بخواهد به سران فتنه به هر طریقی کمک نماید مجرم محسوب می شوند و باید در دادگاه محاکمه شوند.

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: مجمع روحانیون مبارز به دلیل اینکه نقش مهمی در بوجود آمدن حادثه 25 بهمن ماه ایفا کرده اند مفسد فی الارض بوده و جزء عاملین اصلی حادثه محسوب می شوند و باید در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شوند.

*وزارت کشور هرچه سریعتر جلوی اقدامات ضد انقلابی مجمع روحانیون مبارز را بگیرد

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین نیز در ادامه گفت: مجمع روحانیون مبارز اتاق فکر و هدایت گردان فتنه و آشوبگری های اخیر علیه نظام بوده لذا وزارت کشور باید هر چه سریعتر تصمیمات لازم را جهت ابطال پروانه این حزب و محاکمه اعضای آن اتخاذ نماید.

بهادر ولی زاده در گفتگو یی مجمع روحانیون مبارز را رهبر و لیدر اصلی حادثه 25 بهمن و آشوبگری های اخیر علیه نظام دانست و اظهار داشت: تعلل وزارت کشور در ابطال مجوز احزاب امریکائی، اسرائیلی که تمام فعالیت ها و اهداف خود را صرف تحقق خواسته های آنان کرده اند غیر قابل قبول است و باید هر چه سریعتر تصمیم درست و مقتضی در رابطه با احزاب ساختار شکن اصلاحات بگیرد.

وی احزاب اصلاحات بخصوص مجمع روحانیون مبارز را اتاق فکر و هدایت گر جریان فتنه دانست و افزود:‌ احزاب اصلاحات بدلیل رانده شدن از فضای سیاسی کشور با ایجاد بحران آفرینی و خوش  خدمتی برای اربابان خارجی خود سعی می کنند جایگاهی در معادلات سیاسی برای خود کسب کنند، هر چند که در راستای تخریب و مقابله با نظام باشد، لذا تنها برخورد قضائی و افشاگری در مورد اهداف پلید آنان می تواند از ادامه فتنه انگیزی آنان جلوگیری کند.

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین محاکمه همزمان سران فتنه و با احزاب ساختار شکن اصلاحات را خواستار شد و تأکید کرد: دیگر چهره های فعال اصلاحات جرمشان کمتر از سران فتنه نیست و با دادن خط مشی های سیاسی به آنان از پشت پرده هدایت جریان ضد انقلابی فتنه را در اختیار داشتند که باید محاکمه شده و از کارهای پنهانی که بر علیه نظام انجام دادند برای مردم رونمائی شود.

*مسئولیت مستقیم غائله 25 بهمن به عهده مجمع روحانیون مبارزه است

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی بااشاره به نقش تحریک کننده مجمع روحانیون مبارز در حوادث 25 بهمن گفت: در صورت احراز نقش تحریک کننده مجمع روحانیون مبارز در حوادث و غائله 25 بهمن و تحریک ضد انقلاب برای هنجار شکنی بیشتر این مسئولیت بر عهده آنها بوده و باید بصورت جدی و قانونی با آنها برخورد شود.

محمدخرسند در گفتگو یی با اشاره به نقش پررنگ مجمع روحانیون مبارز در غائله 25 بهمن افزود: مجمع روحانیون هم در غائله پس از انتخابات 88 و هم حوادث 25 بهمن سال جاری نقش مؤثر و بسزایی داشتند چرا که اقدامات مذبوحانه و اغتشاشگرانه فتنه گران را محکوم نکردند بلکه سکوت آنها مهر تأییدی برروند جنجال بر انگیزانه آنها بود.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در ادامه تصریح کرد: عدم برائت مجمع روحانیون از موسوی و کروبی که از سران برانداز نظام محسوب می شوند به منزله تأیید عملکرد هنجار شکنانه و حمایت همه جانبه از آنها و همکاری با استکبار جهانی است.

وی همچنین خاطر نشان کرد: همانطور که شاهدیم در غائله 25 بهمن توده های مردم حضور نداشتند و آن تعداد قلیل واندکی هم که با دعوت مجمع روحانیون (موسوی خوئینی ها، مجیدانصاری و ....) به خیابانها آمدند و به هنجار شکنی پرداختند از گروه های ضدانقلاب منافقان و سلطنت طلب بودند لذا مسئولیت مستقیم این اقدامات بر عهده مجمع روحانیون است و باید  در مقابل قانون جوابگو باشند.
خرسند همچنین درادامه اذعان داشت: مجمع روحانیون امروزه کارکرد خود را بعنوان یک مرکز سیاسی از دست داده و بعنوان یک مرکز
روحانی نیز فاقد جایگاه مردمی شده است لذا باید بیشتر از این مراقب عملکرد خود باشد.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی همچنین تأکید کرد: مجمع روحانیون اگر به تشکیلات حزبی معتقد است باید به اقدامات سیاسی در چارچوب نظام پایبند باشد و به قانون اساسی احترام بگذارد و اگر خود را تشکیلاتی روحانی می داند که مسئولیت حساس تر و مهمتری را در جامعه بر عهده دارد، باید حافظ آرمانهای امام و انقلاب باشد.

وی همچنین در خصوص برخورد قانونی با مجمع روحانیون افزود: در صورت محرز شدن جرم مجمع روحانیون ونقش تحریک کننده شان در حوادث 25 بهمن باید بصورت جدی با آنها برخورد قانونی شود و جلوی فعالیت معاندین نظام گرفته شود.

*مجمع روحانیون مبارز با خروج از خط ولایت از درجه اعتبار ساقط شد

عضو شورای مرکزی جامعه ی روحانیت مبارز نیز در ادامه،گفت: مجمع روحانیون مبارز با لیدری خاتمی از درجه ی اعتبار ساقط است و راه بازگشت به نظام را نخواهد داشت.
جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه ی روحانیت مبارز با اشاره به پنهان کاری های مجمع روحانیون مبارز در راس آن موسوی خوئینی ها برای ورود بر عرصه ی سیاسی کشور در گفتگویی گفت: مجمع روحانیون مبارز و همه ی گروه هایی که زیر پرچم ولایت فقیه حرکت نمی کنند وبا فعالیت های پنهانی خود در صدد بی گناه جلوه دادن فتنه گران هستند از درجه ی اعتبار ساقط هستند.

وی تصریح کرد: ملت جمهوری اسلامی با بصیرت و آگاهی خود همواره اجازه ی ورود این افراد به عرصه ی سیاسی کشور را نخواهد داد و آنها را برای همیشه از حیات سیاسی محو خواهند کرد.

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیت مبارز افزود: فتنه گری های این افراد برای همه ی ملت ایران آشکار شده است و کسانی که به رهبری لبیک نگفته اند اجازه ی دخالت درامور کشور را نخواهند داشت.

*جمع مطرودین سیاسی در مجمع روحانیون مبارز

عضو جمعیت ایثارگران نیز درخصوص پنهان کاری سیاسی مجمع روحانیون مبارز، گفت: جریان اصلاح طلب ،احزاب مشارکت، مجاهدین و مجمع روحانیون مبارز مطرودین سیاسی هستند که هیچ جایگاهی در عرصه سیاسی کشور ندارند.

احمد نجابت در گفتگویی افزود: طبق فرمایشات مقام معظم رهبری احزاب و جریان های اصلاح طلب در صورت عدم تعیین مرزبندی مشخص با جریان فتنه داخلی وخارجی مطرود سیاسی هستند.

وی با اشاره به قانون شکنی های مجمع روحانیون مبارز و همچنین موسوی خوئینی ها گفت: با توجه به حمایت و پشتیبانی مجمع روحانیون مبارز از جریان فتنه در صورتیکه این مجمع اعلام برائت نکرده و بر مواضع خود در حمایت از فتنه پافشاری کند جایگاه خود را در بین مردم و عرصه سیاسی کشور از دست خواهند داد و مطرود سیاسی باقی خواهند ماند.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

خط دهی منافقین به خانواده های زندانیان حوادث بعد از انتخابات

جلسات همگرایی خانواده های زندانیان حوادث بعد از انتخابات هماهنگ کردن مواضع و مظلوم نمایی همچنان برگزار می گردد.
 خانم ها رهنورد، شجاعی ، آقاجری ، گلرخ از جمله افراد غیر خانواده زندانیان هستند که در این جلسات حضور می یابند.
برخی از این زنان سعی دارند تا جلسات خود را به نحوی احساسی نموده و برای این منظور با مطلوم نمایی از احساسات سایر زنان شرکت کننده بهره برداری می نمایند.
گفته می شود گروهک تروریستی منافقین با نفوذ دادن یکی از اعضای خود در این تشکل و هدایت آنها سعی می نماید تا آنها را تحریک نموده تا اقدام به تحصن در مقابل مجلس شورای اسلامی یا مقابل منزل یکی از مسئولین رده بالای کشور و یا مقابل منزل علما و مراجع در قم نمایند.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

ماموریت جدید گروهک منافقین در ایران

ماموران سازمان سیا در ملاقاتی با برخی اعضای ارشد گروهک تروریستی منافقین در یکی از کشورهای همسایه، آن‏ها را مامور به ایجاد اغتشاش و آشوب در داخل کشور کرده‏اند.

پس از شکست برنامه‌های استکبار در ایجاد اغتشاش و آشوب به بهانه هدفمندکردن یارانه‌ها و عدم موفقیت اقدامات منافقین در تحریک و فضاسازی رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی، اخیرا تعدادی از عوامل سیا با سرکردگان این گروهک در یکی از کشورهای همسایه دیدار داشته‌اند. بر اساس اخبار منتشر شده توسط یکی از رها شدگان از بند منافقین، طرف آمریکایی درخواست تمرکز اقدامات جاسوسی از سوی عوامل گروهک بر نیروهای نظامی کشورمان داشته که این خواسته با موافقت سرکردگان نفاق مواجه شده است.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

دو اعتراف جالب مهاجرانی درباره جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب

«عطاءالله مهاجرانی» در این جلسه که در یکی از دانشگاه‌های انگلیس برگزار شد، تمامی تحلیل‌های رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر شباهت وضعیت ایران و مصر را رد کرد و آن را نشانه توهم این افراد دانست.

مهاجرانی برای اثبات سخنان خود، به ارائه تفاوت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم دیکتاتوری مصر پرداخت که در حین آن به دو موضوع جالب هم اذعان کرد.


استقلال بی‌نظیر جمهوری اسلامی در کنار پاکدستی رهبر آن

وزیر ارشاد دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.

رئیس حلقه لندن هم در جریان حوادث سال گذشته به همراه افرادی مانند محسن کدیور، عبدالکریم سروش و اکبر گنجی، خود را یاران وفادار میرحسین موسوی در ادامه حرکت آشوب‌های خیابانی نامیده بود، در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد.

مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط ساحل نظرات ()

تحسین فاطمه کروبی به دلیل نافرمانی کامل از ولی فقیه

سایت سحام نیوز، وابسته به مهدی کروبی، اقدام به انتشار نوشته یک زن فمینیست، در تحسین از فاطمه کروبی نمود.

 این نوشته که از سوی مهرانگیز کار، فمینیست ضدانقلاب، منتشر شده است، به تعریف و تمجید از همسر کروبی پرداخته و او را بخاطر زیر پا گذاشتن احادیث نبوی که وی آن را تابو می خواند، مورد تحسین قرار داد.

 مهرانگیز کار در نوشته خود آورده است: «حاج خانم تابویی را شکسته که ایران به شکستن آن سخت محتاج است.تابو این است: جایگاه زن مسلمان اندرونی است و بزرگترین جهاد برای این زن شوهرداری است.»

 خزعبلات این کارشناس! در تضاد کامل با دین مبین اسلام بوده و  در تاریخ اسلام آمده است زمانی که زنان مدینه از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) برای حضور در جهاد اجازه خواستند، حضرت فرمودند: «بزرگترین جهاد برای زن، خوب شوهرداری کردن است.»

 وی با اشاره به برخی فعالیت های همسر کروبی در فتنه سبز، نوشت: «عبور حاج خانم از دیوار اندرونی و ورودش به نزاع بزرگ سیاسی از ارادت به فقیهان شروع شد و به نافرمانی کامل از ولی فقیه انجامید.»

 گفتنی است پیش از این نیز ضد انقلاب از کروبی و موسوی و رهنورد بخاطر زیر پاگذاشتن اعتقادات اسلامیشان تقدیر و از آنها بخاطر راه اندازی فاجعه عاشورای 88 و نیز اهانت به امام خمینی(ره) به عنوان افرادی آزادی خواه یاد کرده بودند.

 لازم به ذکر است که مهرانگیز کار یکی از فعالان برگزاری کنفرانس برلین در سال 1379 بوده است که هم اکنون به عنوان یکی از همراهان شیرین عبادی مشغول به خدمت به جریان معاند نظام می باشند.



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط ساحل نظرات ()

منوی اصلی

دسته بندی خبر ها

درباره ی ما

آرشیو

پیوند های وبلاگ

امکانات


کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ sabziranewss محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم